295
فصل اول: طرح انديشه امامت، از سوى عبداللهبنسبأ
1. طرح اتهام
با كمال تأسف بخشهاى قابل توجهى ازكتابهاى اهلسنت بهويژه منابع وهابىها بهاين مسأله اختصاص يافته است تا وانمود كنند كه طرح امامت و جانشينى رسولالله(ص) دسيسه فردى بهنام عبداللهبنسبأ يهودىالاصل است و وى با چنين طرحى نه تنها ميان مسلمانان اختلاف انداخت كه در مورد على(ع) و اهلبيت(عليهم السلام) غلو كرد و براى آنان اوصاف الُوهى داد، براى اينكه ادعاى طرح شده، ملموستر ارائه گردد، بهعبارتهاى زير كه ملايمتر از تعبير ديگران است بهعنوان نمونه، توجه نماييد:
ناصر قفارى مىآورد: « لعلّ أوّل مَن تَحدّث عن مفهوم الإمامة بالصورةالموجودة عندالشيعة هو إبن سبأ، الذي بَدَأَ يشيع القول بأن الإمامة هي وصاية من النَّبي، و محصورة بالوصّي... » 1.
از آنجا كه تشيع و امامت دو مفهوم بهم پيوسته و ملازم هم است، اين گروه از نويسندگان بهمسأله امامت كه آن را توطئه عبداللهبنسبأ مىشمارند، اكتفا نكرده بلكه پارا فراتر گذاشته و حتى ظهور و بهوجود آمدن «تشيع» را طرح ابنسبأ مىدانند و او را مؤسِّس