286
ثانيا ً: همانگونه كه قبلاً اشاره شد، نوشتن درحاشيه مصحف و يا حتى دركنار آيات، جهت توضيح وتفسير و تأويل، ميان صحابه امر معمول و رايج بوده است 1.
بنابراين، اينكه قفارى در مرحله نخست على(ع) و در مرحله بعدى شيعه را متهم مىكند كه با اعتقاد بهمصحفى كه در آن تفسير وتأويل و...، مكتوب بوده، مخالف دستور پيامبر « لاتكتبوا عَنِّي شيئاً إلّا القرآن » است، كاملاً مردود و باطل است.
و) لازمۀ مصحف على(ع) كوتاهى در امر تبليغ! نيست
اينكه برخى از نويسندگان، لازمه وجود مصحف على(ع) را كوتاهى رسولالله(ص) در امر تبليغ قرآن و طعن صحابه، مىدانند 2؛ اوّلا ً: اين سخن، مخالف نصّ آيه5 سوره مائده است 3. ثانياً: با توجّه بهمنابع خود وهابىها نسبت بهاين مصحف 4، نَهتنها كوتاهى رسولالله(ص) (نعوذبالله)در امر تبليغ را ثابت نمىكند كه تأييد و تثبيت و تبليغ رسالت و قرآن است؛ برپايه همان مدارك، حديث مشهور ثقلين 5 در جهت ماندگارى تبليغ قرآن تا روز رستاخيز از خاتمالانبياء(ص) صادر شد و اهلبيت(عليهم السلام) و در رأس آن على(ع) را عِدل قرآن معرفى كرد، همان على(ع) كه بنابر نقل مدارك خود آنها فرمود: « سَلوُني عن كتابِ الله فإنّه ليس من آية إلّا و قد عَرَفتُ بليلٍ نَزَلَت أم بنهارٍ، أم في سَهلٍ أم في جَبَلٍ » 6، و يا فرمود:« والله! ما نزلت آية إلّا وقد علمتُ فيما نزلت، وأينَ نَزَلَت، وعلى مَن نزلت، إنّ ربّي وهَبَ لي قلباً عَقُولاً ولساناً ناطقاً » 7، على(ع) هرآنچه از رسولالله(ص) گرفته بود عرضه مىداشت با