285زدند، و الا چرا يكى از مصحفهايى كه بهنقل بخارى وجود داشت انتخاب و رسميت ندادند؟! وقتى از انسبنمالك سؤال شد: « مَن جَمَع القرآن على عهد رسولالله(ص)؟! قال: أربعةٌ كُلُّهم من الانصار، ابّي بنكعب، و معاذبن جبل، و زيدبنثابت و ابو زيد » 1؛ و بههمين جهت مصحف ابابكر هيچوقت ميان مردم پخش نشد و فقط همانند مصحفهاى عبداللهبن مسعود جنبه شخصى داشت هر چند كه از سوى مقام رسمى اداره مسلمانان گردآورى شد، چنانكه مىنويسند: « غير أنّ هذ المصحف الرّسمي لم يأخذ طريقه الرسمي الى الامصار، ولعل مقتل عُمَر هو الذي أخّر ذلك » و همين مصحف پس از ابوبكر بهعمر منتقل و نزد حفصه دختر عمر، ماند 2. عمربنالخطاب هم براى اينكه مصحفى مستقل داشته باشد، اعلام كرد هركسى چيزى از قرآن از رسولالله(ص) شنيده با دو شاهد بياورند، ولى موفق نشد « فقُتل عمر(رض) قبل أن يجمع ذلك » 3.
دليلش اين است كه قبل از توحيد مصاحف توسط عثمان، مصحفهاى متعددى وجود داشت، و در هر شهرى يك مصحف رايج بود؛ مصحف ابنمسعود ميان اهل كوفه، مصحف ابوموسى ميان اهل بصره، مصحف مقدادبناسود در دمشق و مصحف أُبَى بنكعب ميان اهل شام، مورد توجّه بود 4؛ و چون اختلافات قرائت و ادعاهاى
« مصحف من !» به اوج خود رسيد، عثمانبنعفان بهپيشنهاد حذيفه مجبور شد، مصاحف ديگر را جمعآورى و نابود كرد 5، و مصحف عثمانى را ارائه داد و آن را از أهمّ كارهاى او مىشمارند 6.