287اينحال چگونه مىتوان مدعىشد كه رسول الله(ص) در تبليغ قرآن كوتاهى نموده باشد! ثالثاً : چنانچه اشاره شد، على(ع) بهعنوان أداى وظيفه دينى و سياسى، مصحف خويش را بر اصحاب عرضه داشت و براى هميشه عذر آنان را بريد 1، و اينكه اصحاب بههردليلى آن را نپذيرفتند، ترديدى باقى نمىگذارد كه صحابه در نپذيرفتن آن بىتقصير نيستند و براساس نقل شهرستانى على(ع) هنگام بازگشت و شنيدن اين سخنِ برخى از أصحاب: « إرفع مصحفك لاحاجة بنا اليه !» 2، با كوله بارى از دَرد، شِكوه آميزانه آيه30 فرقان را با خود زمزمه مىكرد و صحابه را بسان قوم موسى(ع) شمرد كه هارون(ع) را در غياب موسى(ع) نَهتنها اطاعت ننمودند و حجتهاى او را نپذيرفتند كه او را تهديد كردند 3.
ز) وضعيت فعلى مصحف
اما اينكه موسىجارالله، با طرح اين سؤال كه مصحف على(ع) كجاست؟ و شيعه معتقدند كه مهدى مزعوم كه در سرداب موهوم، مخفى است و روزى با آن مصحف از سرداب خارج مى شود 4؛ از چند جهت قابل بررسى است:
يك - همين پرسش نسبت بهمصحف ابوبكر و عمر نيز مطرح خواهد شد؛ زيرا با گذشت بيش از 14 قرن و صدها حوادث تلخ و نابودكننده، طرح چنين سؤالى بهعنوان نقد بر اعتقادات شيعه، غير عاقلانه است؛ زيرا در دسترس نبودن اين مصحف، دليل بر نبود آن نخواهد بود و الا هزاران كتاب ارزشمند و ميراث فرهنگى مسلمانان كه هماكنون در اختيار نيست و بر اثر حوادث روزگار، از بين رفته است، بايد دروغ قلمداد شود!