279مرتبط بهاين مصحف را گزارش مىكند از كتاب سُلَيم نيست.
دو - اينكه ناصرالقفارى كتاب سُليم را از آن جهت كه مصحف على(ع) را نقل كرده دسيسه «سبئيه» شمرد، مردود است؛ زيرا اوّلاً : محتواى روايت سُليم در منابع مورد قبول خود وهابىها واضحتر و صريحتر آمده است، و اگر صرف آمدن چنين روايتى در كتابى از دسايس «سَبَئِيه» محسوب گردد، بسيارى از كتابهاى آنان كه از اين مصحف خبر داده شامل اين وصف مىشود 1.
ثانيا ً: شيعه وجود گروهى بهعنوان «سبئيه» را منكرند وآن را يك توطئه مىدانند كه در بخش چهارم اين كتاب مورد بررسى قرار مىگيرد.
ه) منع از كتابت جز قرآن
از نقدهاى وهابيان نسبت بهوجود مصحف اميرالمؤمنين(ع) اين بود كه براساس حديث سُلَيم، در اين مصحف غير از قرآن همچون تنزيل، تأويل و ناسخ و منسوخ... مكتوب بوده است كه اوّلاً : از اساس باطل است .ثانيا ً: برخلاف اصولى است كه رسولالله(ص) تأسيس كرد و فرمود: « لاتكتبوا عنّي شَيئاً الّا القرآن » 2.
عليرغم اينكه اين نويسنده، روايات سُليم را بهخاطر حضور ابان بنابىعياش بالاتفاق ضعيف مىداند 3 و در عين حال بهروايت او عليه شيعه استناد مىكند، امر غيرمعقول است و برخلاف تعهد خويش مبنى برتمسك بهروايات صحيح شيعى است 4، سخن وى بهچند لحاظ غير علمى و مردود است:
يك - اينكه مصحف على(ع) علاوه بر قرآن، با نظم خاص مشتمل بر تنزيل، تأويل،