231سخن ابنحزم صريح است در اينكه جمله « فيعَلِيٍّ » تنزيل و وحى است نه قرآن.
جالب اينكه امام ابىالحسن(ع) در حديث طولانى« إطفاء نور الله » را بهولايت اميرالمؤمنين(ع)، « اتمام نورالله » را به اتمام امامت، «نور نازل شده» را امام، و«ارسال رسولان بههدايت» را، امر بهولايت و جانشينى و... 1، تفسير مىكند، وقتى از امام(ع) پرسيده مىشود: «هذا تنزيل؟ قال: نعم، أمّا هذالحرف فَتنزيلٌ و أمّا غيره فتأويلٌ» 2بهاين معنىكه توضيحات امام(ع) تنزيل معنوى است؛ بهعبارت ديگر: وحى و نازل، از سوى خداوند است ولى قرآن نيست.
پنج: روايت مُنَخَّل ؛ سندش 3، همانند حديث قبلى بهخاطر محمدبنسنان و منخّلبن جميل گرفتار ضعف سند است. اما متن و محتواى آن با توجه بهمطالبى كه پيرامون روايات قبلىگفته شد، روشن است كه ارتباطى بهتحريف ندارد، بلكه تفسير يا تنزيل معنوى است.
شش: حديث جابر 4، گذشته از اينكه سندش بهخاطر حضور ابىطالب كه مشترك ميان ضعيف و ثقه است 5و يونسبنبكّار كه در منابع رجالى ذكر نشده 6، خالى از مشكل نيست، محتواى حديث با نگاه بهاحاديث قبلى، واضح است، يعنى جمله « فيعَليٍّ » تنزيل معنوى و يا تأويل است 7.