230اهلسنت در ذيل و تفسير آيۀ مورد بحث مىنويسد: «يونسبن حبيب، قال: سألتُ مجاهد، فقال سألتُ ابنعبّاس، فقال: نزلت هذه الثلاث الآيات بالمدينة (هذان خصمان...) في حمزة وعبيدة وعلي(ع) وعتبة والوليد» 1.
با قطع نظر، از بحثهاى تفسيرى شكى نيست كه ولايت أميرالمؤمنين(ع) با توجه بهمنابع خود اهل سنت در قرآن، تصريح به اشاره شده است هرچند كه نام حضرت در قرآن نيامده است، 2 و جمله« بولاية علي » تبيين همان مصداق خواهد بود.
چهار: حديث جابر ؛ 3 به خاطر محمدبنسنان و مُنَخّلبنجميل ضعيف است 4 اما محتواى روايت ؛اوّلا ً: جمله « في عَلِيٍّ » تفسير معنوى 5يا توسعه آيه است.
ثانيا ً: با توجّه بهتوضيحى كه در مورد تنزيل و نزول نسبت بهحديث دوم، داده شد؛ جمله اضافى درآيه تنزيل معنوى است، چنانكه ابنحزم(م383ق) يكى از ناقدان كافى و ديگران در مورد آيات رجم و رضاع(كه درقرآن فعلى نيست) مىگويند: «گروهى، آيات رجم و رضاع را قرآن نمىشمارند، و ما اين سخن را نمىپذيريم بلكه مىگوييم: آيات رجم و رضاع بر پيامبر وحى شد بههمان كيفيتى كه قرآن نازل گشت، منتها بخشى از وحى مكتوب و در نمازها تلاوت مىشود و بخش ديگر از وحى، قرائت و حفظ مىگردد و مورد عمل قرار مىگيرد، همانند ديگر كلام الهى كه فقط وحى است، يعنى در معنى وحى(تنزيل) است ولى قرآن نيست و ما متعبِّد بهتلاوت آنها نيستيم» 6؛ اين