227كلينى بهسند خود از كثير بن كلثمه از امام باقر يا امام صادق(عليهما السلام) در تفسير آيه 37 بقره چگونگى توبه حضرت آدم(ع) را اينگونه توضيح مىدهد: «قال(آدم)(ع): لاإله الاّ أنت سبحانك اللّهم و بحمدك، وعملتُ سوءً و ظلمتُ نفسى، فاغفرلى وأنت خيرالغافرين، لاإله الّا أنت سبحانك اللّهم و بحمدك...» وفى رواية أخرى فى قوله عزّ وجل: فَتَلَقّٰى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمٰاتٍ قال: سأله بحق محمّد وعلى والحسن والحسين وفاطمۀ(عليهم السلام)» 1، بهراستى اگر آنچه در حديث ابنسنان آمده، از اصل و نص قرآن بود كلينى قطعاً نمىگفت: «فى رواية أخرى...» بلكه مىگفت (مثلاً) اين معارض است با روايتى كه از ابن سنان نقل شد 2، شاهد ديگر بر اينكه زيادى جملات در حديث، تفسير معنايى است، اين است كه كلينى همين آيه را از ابىجعفر(ع) در داستان حضرت آدم(ع) نقل مىكند ولى بدون جملات زائد 3.
اما اينكه در ذيل روايت آمده:« هكذا والله نَزَلت عَلَى محمّد(ص)»، مقصود امام(ع) اين باشد كه آيه، در لفظ ويا معنا بهتفسير جبرئيل(ع) و بهدستور خداوند، اينگونه نازل شده است. و در هرصورت بيان امام(ع) تنزيل است نه تأويل 4، و چنين تحليلى در مورد آيه هيچ مانعى ندارد؛ زيرا الزّرقانى (م1948م) يكى از عالمان مهم و صاحبنظر در علوم قرآن اهلسنت اصطلاح « إنزال » و« تنزيل » و همه كاربردهاى اين مادّه را نسبت بهقرآن از باب مجاز مُرسل، بهمعناى « إعلام » مىگيرد، و باب مجاز بهگفته او: « والمجاز بابه واسع وميدانه فسيح » 5؛ بنابر اين وقتى در اين حديث و يا در هرجايى ديگر آمده باشد« هكذا