228
أنزلت في عَلِيٍّ ...» يعني أعلَمَ في عَلِيٍّ ؛ و سخن امام(ع) كاملاً صحيح و بهجا است. ابنقتيبه (م276ق)، عالم ديگر اهلسنت در تحليل آيه « رجم » كه عمر معتقد بهآن بود و در قرآن فعلى نيامده و آيه «رضاع»، كه عايشه آن را نقل كرده و خوراك بُز او شده است! 1، مىگويد: «اين دو آيه بهعنوان وحى بر پيامبر نازل شد، چنانكه امور ديگرى بهعنوان امور دين، بر آنحضرت نازل گشت اما آنها قرآن نيست بلكه امر دين است» 2.
با در نظر گرفتن اين توجيه، جملات« كلمات في محمّد وعلي وفاطمة والحسن والحسين ...» از سوى خداوند بهعنوان امور دين بر پيامبر(ص) فرو آمده است اما در عينحال قرآن نيست؛ اگر آيات رجم و رضاع، تحريف نيست امور دين است، مواردى از اين دست در كافى نيز امور دين، خواهد بود.
بر فرض اينكه اينگونه روايات حمل بر تحريف و تغيير قرآن گردد، مراد از تغيير، بهمفهوم عام آن است، يعنى در تفسير و تأويل آن انحراف صورت گرفته است نه در آنچه كه مردم از ظاهر آيات مىفهمند و نه در الفاظ آيات؛ تا حق، مخفىگردد 3؛ شاهدش روايتى است كه كلينى از ابوجعفر(ع) بهروايت سعدالخير نقل مىكند: ... « وكلُّ امَّةٍ قَد رَفَعَ اللهُ عَنهم عِلمَ الكتابِ حين نَبَذُوهُ... و كان من نبذهم الكتاب أن أقاموا حُرُوفَه وحَرَّفُوا حُدُودَه، فَهُم يَروَونَه ولايَرعَونَه... » 4، حديث صريح است در اينكه الفاظ و كلمات قرآن محفوظ است ولى در محتوا و تفسير آن، انحراف ايجاد شده است و اين معنا را آيه وَ قٰالَ الرَّسُولُ يٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً (فرقان: 30) با صداى رسا اعلام مىدارد! والبته همه مسلمانان قبول دارند كه نسبت بهاينكتاب الهىكوتاهى صورت گرفته است!