225اين مَرد ثقه و روايت او قابل اعتماد است، سخن نجاشى و شيخ، مبنى بر اضطراب حديث و مذهب او، مانع از وثاقت وى نمىشود، زيرا اضطراب مذهب او ثابت نشده و مضطرب بودن حديث او، بهاين معنا است كه احاديث غير معمولى را نقل مىكرد و اين، مانع از وثاقت وى نمىشود» 1.
محمّدبن جمهور ابوعبد الله العمّى؛ از ديگر سلسله روات حديث:
«ضَعِيفٌ و فاسدُ المذهب» 2. «ضعيف درحديث، غالي در مذهب و فاسد الرّواية ولايُكتب حديثُهُ ولايُعتَمَد عَلَىمَايَرويه» 3است؛ و بهديد مرحوم خويى هرچند وى فاسد المذهب است امّا بهخاطر شهادت ابنقولويه بهوثاقت او، ثقه محسوب مىگردد 4.
يونُس؛ اين راوى اگر يونسبن يعقوببن قيس، يا يونسبن عبدالرحمان باشد كه كلينى در موارد متعدد 5 از آن دو نقل روايت مىكند، هردو ثقهاند 6؛ و چنانچه يونس بنالربيع باشد مورد اعتماد است 7، ولى اگر يونسبن ظبيان باشد، بهگفته نجاشى جداً ضعيف و همه كتابهاى او مخلوط است 8 وكلينى از اين شخص نيزحديث نموده است 9 ؛ در نتيجه گذشته از اينكه محمدبنجمهور ضعيف و يونس مردد ميان ثقه و ضعيفاند، اصل سند حديث، با توجّه بهحديث قبلى، مرفوعه است.