223روايات وى معامله « عرض على الكتاب » صورت گيرد 1.
اما منَخّلبن جميلالاسدى، هرچند كه از ابىعبدالله(ع) بهنقل روايت مىپردازد و داراى كتاب تفسير است ولى نجاشى او را فاسدالروايه معرفى مىكند 2 كشّى وى را بىارزش و متهم بهغلو 3، علامه حلى(م726ق)، او را كوفى، ضعيف، غالى در مذهب و متّهم، مىشناساند 4. ابنداودالحلى(م707ق) در مورد مُنَخّل، مىگويد: « ضعيفٌ، فاسدُ الرّواية متّهم بالغلو، أضاف اليه الغلاة احاديث كثيرة » 5، كه بىترديد اين شخص مورد اطمينان نخواهد بود؛ بنابراين سند روايت را بهويژه نسبت بهباورها كه همان اعتقاد بهتحريف باشد، نمىتوان پذيرفت.
ثالثاً: متن روايت هرچند بخش نخست آن (مايَستطيع...كلّه) تحريف بهمعناى عام را مىرساند ولى با توجّه به ذيل آن (ظاهره و باطنه غيرالاوصياء )، صدر حديث را كاملاً روشن مىسازد كه مقصود امام(ع) اين است كه علمِ ظاهر و باطن قرآن از آنِ امامان و اوصياى الهى است. چه اينكه علامه طباطبايى (م1402ق)، در تعليقهاى كه بر اين حديث مىزند، قيدهاى «ظاهره وباطنه» را شاهد مىگيرد براينكه دانش همه قرآن، اعم از معانى ظاهرى قابل درك و فهم عادى و معانى قابل استنباط براساس فهمعادى، از آنِ امامان معصوم و اوصياى الهى است 6. همچنين ذيل روايت كه در استخراج پايانى عنوان باب، ( وأنّهُم يَعلمون علمهكله ) نقش داشته، خود گواهِ ديگر است براينكه مقصود كلينى از اين حديث، علم فراگير و منحصر بهفرد امامان(عليهم السلام) نسبت بهقرآن است نه اينكه نزد امامان