222
غيرُالاَوصياء » 1. اين روايت گذشته از اينكه ضعف سند دارد 2همانند حديث قبلى تحريف بهمعناى مورد نزاع را بيان نمىكند؛ اما سند روايت بهخاطر محمّد بنسنان و مُنَخَّل بن جميل ضعيف است؛ محمدبنسنان ابوجعفر الزاهرى (م220ق) از نگاه رجالشناسان قابل تأييد نيست، نجاشى(م405ق) مىگويد: « وهو رجل ضعيف جدّاً لايعول عليه ولايلتفت إلى مَا تَفَرّدَ به... و قال ابومحمّد الفضل بن شاذان: لا أحلّ لكم أن ترووا أحاديث محمّدبنسنان » 3؛ كشّى مىگويد: «ايوببننوح مىگفت: روا نيست كه احاديث محمّدبن سنان را روايت كنيد» 4.
شيخ طوسى(م460ق)، هم در رجال و هم در فهرستش او را ضعيف دانسته 5 و مورد طعن قرار داده و متّهم بهغلو نموده است 6، و در تهذيبالاحكام و استبصار نيز تصريح مىكند: « محمدبنسنان مطعون عليه ضعيف جدّاً و مايستند بروايته ولا يش-ركه غيره ولا يُعمَل عليه » 7. السيد الخويى پس از نقل ديدگاهها مىگويد: « ولكن تضعيف هؤلاء الاعلام يَسُدّنا عنالاعتماد عليه (ابنسنان) والعمل برواياته، و لاجل ذلك لا يمكن الاعتماد على توثيق الشّيخ المفيد إيّاه » 8هرچند كه خود وى نسبت بهمحمّدبن سنان امّا و اگرى دارد.
بنابراين با توجّه بهاينكه محمّدبنسنان از يكسو، فراوانى نقل وى مىرساند كه با امامان معصوم(عليهم السلام) نزديك بوده و از ديگرسو، از سوى علما تضعيف شده، حداقل با