221است و شاهد زندهاش خود سُوَر قرآن است كه سورههاى مَكّى در آخر و يا درهم آميخته نظم يافته است. 1
ثانياً : در اين باب، 6 روايت نَقل شده كه4 روايت پايانى باب، هيچ ربطى به جمعآورى قرآن كه تحريف ممكن است در همين مرحله رخ داده باشد، ندارد بلكه مربوط است بهعلم امامان شيعه نسبت بهقرآن، چنانكه در خود عنوان باب جمله « وأنّهم يعلمون علمَه كلَّه » بهكار رفته است، تنها دو حديث مورد نزاع است كه عنوان باب نيز از اين دو روايت، استخراج شده است. بهعبارت ديگر، دو روايت نخستِ باب، مجمل است و روايات چهارگانه بعدى شرح وتوضيح دو حديث نخست است 2 كه در نتيجه مجموع روايات ششگانه علم امامان معصوم(عليهم السلام) را بيان مىكند.
حديث نخست؛ ... عن جابر قال: سمعتُ اباجعفر(ع) يقول:«ما ادَّعىأحَدٌ مِنَالنّاسِ أنَّه جَمَع القرآن كُلَّهُ كَمَا انزِل إلّا كذّاب، ومَا جمعه وحفظه كمانَزّلهالله تعالى إلّا عليبنابيطالب(ع) والائمّة من بعده(عليهم السلام)» 3.
در روايت، اين نكته برجسته وصريح است كه جمع آورى قرآن براساس ترتيب نزول آن، جز توسط ائمّه(عليهم السلام) بهويژه اميرالمؤمنين(ع) صورت نگرفته است و دقت در جمله « كَمَا انزِلَ » كليد حل مشكل اين روايت خواهد بود؛ از اين رو در حديث دو مسأله اساسى مورد توجّه است: يكى أصل وجود مُصحَف على(ع) و ديگرى چگونگى آن، كه بهزودى در پايان همين بخش مورد بررسى قرار مىگيرد.
دومين حديث ؛ عن محمّدبنسنان، عن عماربنمروان، عن المُنَخّل، عن جابر، عن ابىجعفر(ع) انّه قال: «ما يستطيع احَدٌ أن يَدَّعي أنّ عندَهُ جَميع القرآن كلِّه، ظاهرِهِ و باطنِهِ