209
بصحيحةٍ فضلاً عن كونها قطعيّة الصّدور » 1 مبناى اساسى شيعه را نسبت بههمه مجامع حديثى شيعه، معين مىكند. بنابراين دانشمندان شيعه اثناعشرى عليرغم اينكه كتاب كافى را متقنترين و ارزشمندترين مجموعه روايى مىشمارند، همه روايات آن را صحيح بهاصطلاح متأخران نمىدانند، و ادعاى قفارى و احسان الهىظهير و... را مردود مىخوانند.
در همين رابطه يكى از مغالطههاى قفارى كه از اين طريق خواسته خوانندگان كتابش را گمراه نمايد، از كتاب «الصحيح الكافى» 2 نام مىبرد و مىگويد در اين كتاب روايات تحريف، ديده نمىشود، اينكه حذف اينگونه روايات بلكه كل باب، از روى تقيه است يا حقيقت دارد، معلوم نيست 3. متأسفانه اين نويسنده حتى بهعنوان كتاب هم توجّه نكرده كه مؤلِّف آن، احاديثى را كه بهنظرش صحيح مىرسيده، از مجموعه كافى استخراج نموده است، هر چند كه عملكرد مؤلف اينكتاب مورد اعتراض برخى از عالمان شيعه قرارگرفته است 4. گذشته از آن، هر روايتى كه در اين كتاب باشد بهمفهوم اين نيست كه شيعه اعتقاد بهآن داشته باشد برخلاف اهلسنت نسبت بهصحيح بخارى.
اما اينكه موضع كلينى نسبت بهعناوين و رواياتى كه بوى تحريف از آنها بهمشام مىرسد، چيست؟ و اگر وى بهتحريف قرآن باور ندارد، چرا بهنقل چُنين رواياتى