208بخارى نزد مسلمين، است. 1
چنين ادعايى هرچند در مورد كافى كه از نظر تاريخى مهمترين كتاب و از نگاه علمى ارزشمندترين مجموعه حديثى محسوب مىشود، درست است ولى از نگاهِ صحّت روايات آن، برخلاف باور اهلسنت نسبت بهصحيح بخارى و مسلم 2، كسى از عالمان شيعه مدعى صحّت همه روايات آن نيست، بلكه گذشته از اينكه اصطلاح صحيح، نزد قدما و متأخران شيعه، متفاوت است، اين كتاب را مشتمل بر روايات صحيح، موثّق، حَسن و ضعيف مىدانند 3؛ چه اينكه خود كلينى در مقدمه اين كتاب، معيار تشخيص صحيح از ناصحيح را هماهنگ بودن ونبودن رواياتش با كتابخدا شمرده، مىگويد: « فاعلَم يا أخي - ارشدكالله - أنَّه لايَسع احداً تمييز شيء ممّا اختلف الرّواية فيه منالعلماء(عليهم السلام) إلّاعلى ما أطلقهالعالم(ع) بقوله:«إعرَضُوا علىكتابالله فَمَا وافقَ الكتاب الله عزّوجل فخُذُوهُ ومَا خَالفَ كتابالله فَرُدّوهُ.. .» 4.
و در نتيجه اين سخن علّامه مجلسى كه: « إنّ رواياتِ الكُتُبِ الاَربعةِ لَيسَت كُلّها