441عكرمه مفسر طَيْراً أَبٰابِيلَ 1 را بهعنقاى مغرب تفسير و معنى كرده است.
عنقاى مغرب بهقول صاحب قاموس در عصر حضرت موسى ظهور كرده است، اگرچه اول مرغى كه از آنها آفريده شد ماده بود وليكن پس از آن يك نر و ذكورى هم از آنها خلق شده و زياد گرديدند و پس از وفات او به نجد و حجاز متفرق و منتقل شده، كمكم به تعرض صبيان اشتغال نمودند به اين جهت به نفرين پيغمبر وقت كه خالد بن سنان العبسى بود گرفتار شده و به آشيانه عدم پرواز نمودند.
فى زماننا هذا روايت مىكنند كه در اطراف هند چينى 2 مرغانى از جنس طيور ابابيل موجود بوده و حتى گاهى براى هديه به اسلامبول نيز فرستاده مىشود. اگرچه اين مرغان را بهكلى نمىتوان بهطيور ابابيل تشبيه كرده شود وليكن اگر كسى بهنظر دقت به اين پرندهها نگاه كند خواهد ديد كه اين مرغان بعض آثار و نشانههايى دارند كه مىتوان آنها را به مرغان ابابيل مشابه و مماثل دانست، به اين جهت شخص مىتوانست معتقد شود كه اينان همان مرغان هستند كه به مرور زمان شكل و هيئت آنها متحول و متبدل شده است، زيرا كه در لون و صورت و هيئت مرغان ابابيل، روايات بسيار نقل شده است و حتى عبدالله بن عباس گفته است كه مانند فيل خرطوم و مثل اسنان 3 كلاب 4 دندانها داشتهاند.
بعض روات هم معتقد و مدعى آناند كه عصافير 5 و زُرْزُورهايى 6 كه الان در فوق باب ابراهيم هستند بقيه همان طيور ابابيل مىباشند. والله اعلم بالصواب.
از ظهور اين مرغان نه ابرهه و نه رفقاى عبدالمطلب كه حلقههاى باب كعبةالله را