440
مىنمايند، تو هم خانهاى را كه منسوب به ذات مقدس تو است محافظت فرما، امروز در مقابل اهل صليب و پرستندگان آن، كسانى را كه تو را تعظيم و تقديس مىنمايند قوت و ظفر عطا فرما، اگر اراده فرمايى كه آنها بر قبله ما غالب شوند جز اينكه به فرمان تو اطاعت كنيم چيزى نتوانيم گفت، هيچوقت به صولت و عظمت تو سعى و صليب آنها غالب و قاهر نتواند گرديد، اگر در اينخصوص مساعدت كنى البته در آن حكمتى موجود خواهد بود.
در اين بين كه ابرهه تلاش مىنمود فيلها را بهطرف مكه براند عكرمة بن عامر بن هاشم بن عبدمناف بن قصى بن عبدالدار نيز از باب فلك مآب كعبةالله گرفته در خصوص اينكه حيوانات اهل مكه را كه اسود بن مقصود حبشى كه رئيس جماعتى از عساكر حبش بود ضبط و غارت كرده بود، بهطرز مناجات چندبيتى انشاد كرده است.
در اثنايى كه عبدالمطلب و رفقاى آن در خدمت كعبةالله گريه و زارى مىكردند و ابرهه نيز به سعى تمام مىخواست فيلان را بهطرف بيتالله سوق نمايد، از طرف دريا طيور بىحد و شمار كه در هيئت پرستوك 1 بوده و در دهان هريك از آنها دو و در ميان ناخنهاى پاهاى آنها يك حجاره سجيل 2 را حامل و قطر كوچك آن سنگها بهقدر عدس و بزرگتر آنها بهقدر نخود پيدا شدند و بهطرف مكه مكرمه روانه گرديدند (چون اين سنگها از خاك و سنگ متحجر بود به آن جهت در قرآن كريم به سجيل ناميده شد).
اين مرغان بنا به روايتى از طرف ممالك هند ظاهر شده بود كه منقارهاى اين مرغان قرمز و سر آنها سياه و گردنهاى آنان دراز و علىقول منقارهاى آنها زردرنگ و گردنهاى سبز و وجود آنان شبيه وجود گنجشك بوده و در هريك از سنگهايى كه حامل بودند اسم كسى نوشته شده بود كه مىبايست به سبب آن سنگ هلاك شوند،