433اين اخبار رفتهرفته به بلاد خطه حجازيه نيز منتشر شده، در هر خيمهاى از خيام اعراب در اين باب گفتوگو مىشد و چون اين كيفيت قريشيان را نيز بسيار گران آمده بود، لهذا از سادات عرب كه بنىفقيم و بنىمالك قرابت نسبيه داشتند و بنا به تعيين اهل تاريخ در افراد قبيله بنىكنانه نفيل بن حبيب خشعمى 1 و بهقول معتبر ديگر قلمس بن عبدالله بن فقيم بن عدى بن عامر بن ثعلبة بن الحارث بن مالك بن كنانة بن جزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر كه مردى شجاع و از اهل نسئه بود، با يكنفر از رفقاى خود به صنعاى يمن رفتند و به تقريبى به اندرون بيتالقليس درآمده، پس از آنكه در آنجا دفع طبيعت كردند، براى اينكه اهالى يمن را از زيارت اين كليسا متنفر سازند ديوارهاى آنجا را نيز ملوّث ساخته و آن موضع را كه محل زيارت و تقديس اهالى حبش بود به نجاسات و قازورات ثانى بيتالخلا نمودند.
چون ابرهه به اين وقعه اطلاع به هم رسانيد، زياده از حد متألّم و مكدّر شده و مطلع گرديد كه متجاسرين اين امر، سكنه مكه محترمه بودهاند و به اين جهت سوگند ياد كرد كه مكه معظمه را منهدم و خراب سازد و گفت كه من بيت معظم را كه در مكه مكرمه واقع است، بهواسطه فيلان خراب نموده و از اعراب اخذ انتقام خواهم نمود.
بدين كلمات عساكر خود را تأمين نموده و پس از مدت كمى از فيلهاى مشهور دو و علىقول هشت و بهروايتى ده و علىقول دوازده و يا سيزده و به موجب اخبار سايره هزار و يا چهار هزار زنجير فيل فراهم آورده و فيل محمودى ملك نجاشى را نيز جلب نموده، مستقيماً بهطرف مكه سوق كتائب صولت و دهشت نمود.
چون ابرهه ديد كه آنهمه فيل و براى اداره آنها آنقدرها جمعيت و حشرات حبش بهدور او جمع شده است، معتقد آن گرديد كه در هدم كعبه معظمه آنقدرها متحمل زحمت و مشقت نخواهد گرديد، زيرا كه در مقابل لشكر خويش يك گله فيل راه مىرفت و بهخيال خود او ممكن بود كه با اين فيلها به هر مملكتى برود فاتح و