434مظفر خواهد بود.
ابرهه به خيال محال اينكه كعبةالله را منهدم و مضمحل نمايد، براى توجه و سوق و اداره فيلها شصتهزار و بهقولى سيصد هزار نفر تدارك و مهيا كرده بود، يعنى به يك اردوى بسيار بزرگ بهطرف بيتالله روان شده و با قبايل اعرابى كه در عرض راه براى امداد بيتالله به مقابل او مىآمدند، همه آنها را پايمال خيول 1 خويش كرده، آنان را مغلوب و رؤسا و كوماندانهاى 2 قبايل را بسته زنجير اسارت و در محل مغمّسنام كه در ميان مكه و طايف واقع است اقامت كرده و حيوانات اهل مكه را غصب و غارت مىنمود.
اول كسى كه بر ابرهه مقابل شده و سلاح كشيد از اشراف يمن ذونفرنام بود، دوم او نفيل بن حبيب خشعمى 3 كه در ارض خشعم 4 او را مقابله كرد و يا اينكه غفران و تاهس و بعض قبايل اعراب بودند كه در اداره باعس و برادر او غفرس بن خلف بن اقبل زندگانى مىنمودند.
از رؤساى اين عسكر و ذونفر و نفيل بن حبيب را در اثناى محاربه اسير و دستگير كردند و اعرابىكه در تحت تبعيت و كوماندانى آنها بودند پراكنده شدند و خودشان به امر ابرهه به زنجير مقيد آمدند، پس از چندى نفيل بهشرط اينكه در ارض عرب راهنما و دليل شود مستخلص و آزاد گرديد، ابرهه كه به دلالت نفيل بن حبيب به طايف واصل شد، از قبيله بنىثقيف مسعود بن معتب بن مالك بن كعب بن عمرو بن سعد بن عوفبن ثقيف، با افراد و توابع خويش اردوى ابرهه را استقبال كرده، ابورغالنام را براى آنكه ابرهه را به مكه برساند همراه نمود و ابورغالنام برحسب حكمت ملك علام در منزل مغمّس به هلاكت رسيد. اعرابىكه در صحارى الآن خيمهنشين هستند