349باب معلى جناب كعبه را، بنىمخذوم و بنىتميم و مقدارى از قريشيان ما بين ركن شرقى و ركن يمانى را، و بنىعبدالدار بن قصى و بنىاسد بن عبدالعزى بن قصى و بنىعدى بن كعب بن لوى ميزاب زر را، و بنىحجيج و بنىسهم بن عمرو و بنىهصيص بن كعب بن لوى ساختن ظهر كعبه را متعهد شده و برخى هم از جبلالكعبة نقل احجار نموده و بعضى هم هدم بنا را به عهده گرفتند.
زمانىكه براى پيدا كردن اساس ابراهيم ديوارهاى بناى كعبةالله را خراب مىكردند يك قطعه حجر اخضر كه علامت اساس قديم بود ظاهر گشت، چون سعى كردند آن سنگ را نيز بردارند آتش بسيارى مشتعل شده و ارض مكه را به تزلزل آورد، لهذا از تعميق آن ترسيده و بناى ديوار را بر روى سنگ خضراى مزبور تأسيس نمودند و در زير حجرالاسود كه در ركن شرقى بود، پارچه كاغذى كه به لسان سريانى نوشته شده بود پيدا كرده و يكى از طوايف يهود او را خواند.
مفاد ورقه مذكوره عبارت از مقاله آتيه بوده است.
«أنا الله ذو بكّة خلقتها يوم خلقت السماوات والارض و صورت الشّمس و القمر و حفظتها بسبعة افلاك حنفاء لا تزول حتى يزول اخشباها مبارك لاهلها في المآء واللبن» 1؛ ترجمه: من خداى عظيمالشأن صاحب مكه معظمه هستم، آن بلده مفخمه را روزى خلقت كردم كه سماوات و ارضين و شمس و قمر را تصوير و ايجاد نمودم و براى اينكه حركات دوريه آنان را الى يومالقيام خللى طارى نشود، شمس و قمر را به افلاك سبعه محكم نمودم تا از جبال مكه ابىقبيس و جبل احمر زائل نشود، حركات دوريه آنان را زوال نخواهد رسيد. در چاههاى مكه معظمه و در شيرى كه از گوسفندان آنجا حاصل مىشود يمن و بركت بوده براى اهالى او آنجا مبارك است.
بنا به روايت ديگر ورقه ديگر در مقام ابراهيم ديده شد كه در او نوشته شده بود:
«مكة بيت الله
الحرام ياتيها رزقها من ثلاثة سبل لا يحل لها رجلٌ من اهلها» يعنى مكه مشرفه بيت