350عزت را حامل است كه خداى متعال به آيت كريمه فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ 1 حرام نموده است.
ارزاق سكنه آنجا از سه راه مىآيد، از اهالى آن بلده مقدسه هيچ فردى را در داخل حدود، رفث و فسق و حرب و جدال حلال نخواهد بود و به همين لحاظ است كه حضرت رسول - عليه آلافالتحية - در روز فيروز فتح مكه فرمودهاند: «چون ايزد پاك مكه مكرمه را حرام نموده است، احدى را قبل از من و بعد از من حلال نخواهد نمود، همينقدر هست كه براى من يك روزى يك ساعت حلال فرمود».
هنگامىكه ديوارهاى جوانب اربعه بيتالله مرتفع شده و زمان آن رسيد كه حجرالاسود را به محل مخصوص خود وضع نمايند، در ميان افراد قبايل اختلاف بزرگى ظهور كرد كه حجرالاسود را ما به محل خود وضع خواهيم كرد و چون اين نزاع و محاوره به مناقشه و مشاجره كشيد، قبيلههاى بنوعبدالدار، بنوعدى، بنومخزوم، بنوسهم و بنوحجيج به لقب «لعلقةالدم» ملقب گرديدند.
افراد قبايل براى اينكه حجرالاسود را خود آنها به محل مخصوص خود گذاشته و اين شرف و مزيت را احراز كنند هريك ادعاى استحقاق و صلاحيت نموده و حاضر بودند كه در اين معامله از سر و جان بگذرند و براى اينكه مدعيات خودشان را قوت دهند و با يكديگر عقد روابط اتحاد كنند بر حسب عادات جاهليه شتر بسيار بزرگى كشته، انگشت خود را در خون او برده و مكيدند و براى اشاره اينكه هنگام لزوم، بهجاى آب خون جارى خواهند ساخت، دستهاى خود را به لگنى كه مملو از خون آن شتر بود فرو برده و قسم ياد كردند و اين وقعه باعث آن شد كه قبايل مرقومه به لقب «لعلقةالدّم» ملقّب شدند.
پس از آنكه عداوت و خصومت وضع حجرالاسود پنج روز تمام امتداد نمود. ابواميه حذيفة بن مغيره كه مردى سالخورده و گرگ باران ديده و گرم و سرد روزگار