316يك صورت غريب قمارها نيز بازى مىكردند، مشهورترين آنها ميسر است. ازلام را كه در حضور بت بزرگ هبل نام، قرعه كشيده مىشد با تيرهاى فال بين يكى نموده و از آن قمار ميسر نام حاصل مىگرديد، زيرا اعراب جاهليه در نزد هبل نام بت بزرگ هفت پارچه قطعههاى چوب داشتند و هنگام لزوم با اين تختهپارهها قرعه كشيده و بهموجب آن عمل مىكردند.
در يكى از قطعات چوبهاى مذكور «ديةالمقتول» و در ديگرى «نعمالامر» و در يكى «لا» و در ديگرى «منكم» و در آن ديگرى «منغيركم» و در ديگرى نيز كلمه «ملصق» مسطور بوده است. هروقت در حكم ديت مقتولى اختلاف مىشد، اسامى اشخاصىكه مظنون بودند با تخته «ديةالمقتول» قرعه كشيده مىشد و تخته ديت به هر اسمى اصابت مىنمود، آن شخص به اعطاى ديت محكوم مىشد، اهل جاهليه براى تعيين خير و شرّ امرى نيز به تختههاى «نعم» و «لا» قرعه مىكشيدند، اگر قرعه «نعم» ظاهر مىشد آن كار را مىكردند و اگر قرعه «لا» درمىآمد آن كار را يك سال ديگر تأخير كرده و در سال آينده باز براى آن كار قرعه مىكشيدند.
اگر در نسب شخصى شبهه مىكردند قرعه را با تختههاى «منكم» «من غيركم» «ملصق» مىكشيدند، اگر به اسم شخص مشكوكالنسب «منكم» مىآمد او را اكمال اعزاز و احترام مىنمودند و اگر «منغيركم» مىشد معتقد آن بودند كه شخص مذكور با قبيلهاى كه منسوب به او است همعهد بوده و آن را كه قرعه «ملصق» اصابت مىنموده است، حكم به مجهولالنسب بودن او مىدادند و به صحت احكامى كه از اين تختهها استنباط مىكردند نهايت اعتماد را داشتند. براى تعيين محل و موقع چاه كندن و آب درآوردن در قرعه تختهپارهاى را كه كلمه مياه نوشته شده بود انتخاب مىنمودند و در زمان ختان يك طفل و يا عروسى يك دختر و يا دفن يك جنازه باز بهطور مشروح قرعه كشيده و بهموجب آن عمل مىكردند، معمافيه اين قرعه نيت در هر موقع و محلى كشيده نشده مطلقاً بايد در داخل كعبه معظمه در محلى كه هبل نام بت بزرگ