315
ازلام
جمع زلم است كه تيرهاى قمار را مىگويند. در وقت جاهليه، عرب با تيرهاى ازلام استقسام 1 مال نموده و استفئال 2 حال مىكردند. امر استعمال و حفظ ازلام عبارت از يك مأموريت بزرگ بوده، بهعهده هركس محول نمىشد و هركس كه مىخواست به كارى شروع كند و در حق خود خير و يا شرّ او را بداند به مأمور ازلام مراجعه نموده و تفأّل مىكرد و هر قسم كه مأمور مذكور رأى مىداد حركت مىكرد.
وضع تفأل به واسطه ازلام
به يكى از تيرها كلمه امر و به ديگرى نهى نوشته شده و بهظرفى گذاشته مىشد، پس از آن شخص متفأل دست خود را به آنظرف داخل مىكرد و علىالعميا 3، يكى از تيرها را برمىداشت، در آن تير هريك از كلمتين مذكورتين نوشته شده بود، به حكم او عمل مىنمود، اين مأموريت را مخصوصاً بنوحجج بن عمرو بن كعب اداره مىنمود و افراد قبايل سايره نيز به تفأل اين طايفه راضى و خوشوقت بودند. هنگام بعثت حضرت رسول صفوان بن امية بن حلف بن وهب بن حزامة بن حجج بن تيم مأمور بود.
قرعه جاهليه عرب
مأموريت ازلام چنانكه مذكور شد براى رفع شبهه كسانىكه در چيزى شبهه و ريب مىكردند، عبارت از تفأّل بهواسطه سه پارچه چوب بوده و اين خدمت در ميان عرب نهايت قدر و مرتبت داشت، ولى در ميان اعراب عصر جاهليه چند قسم
قرعههاى ديگر نيز كشيده مىشد و با تيرهايى كه مخصوص كشيدن اين قرعهها بود به