221بهاينطرف از چشم مردم نهان بود ظاهر گردد.
بناء عليه عبدالمطلب شبى در خواب ديد كه به حفر زمزم محترم مباهى و مأمور گرديد، اگرچه عبدالمطلب به اين خدمت مأمور شد ولى چون موقع بئر مزبور غيرمعلوم بود، به اعتقاد اينكه خود نمىتواند اين كار را تنها انجام دهد، از قريشيان استعانه نموده، رؤساى قبائل را جمع و به آنها خطاب كرده و گفت: من به حفر بئر زمزم مأمور شدم، بايد شما هم در اينكار مرا معاونت كنيد.
قريشيان پرسيدند: «آيا موقع بئر زمزم را مىدانى؟» جواب داد كه هنوز به آن موقع ملهم نشدم. گفتند:
بهتر آن است كه اين شب استخاره كنى، اگر به اين كار من طرفالله مأمور شدى، موقع آن بئر مبارك را نيز به تو خبر مىدهند، ممكن است رؤياى تو رؤياى شيطانى باشد، ديگر آن رؤيا را نتوانى ديد.
عبدالمطلب اين رأى رؤسا را پسنديده و آن شب بهكمال خلوص و تسليميت استخاره نمود، عبدالمطلب استخاره را نموده و آن شب در خواب ديد كه شخصى ظاهر شده و او را گفت:
اِحفِر زمزمَ فإنك
وَ هِيَ بَينَ الفَرثِ وَ الدَّم
فقرات مسجّعه اظهار نموده است كه اگر آن بئر مسعود را حفر كنى، اظهار ندامت و پشيمانى نخواهى كرد و چون زمزم محترم بهتو از جد بزرگ تو ميراث مانده است، لهذا هيچوقت منقطع و مذموم نخواهد گشت و چون سبب آن خواهد شد كه الىالابد قوافل وارده حجاج را سقى و إرواء 1 كند بناء عليه به أبار سائره شبيه نخواهد گرديد و