220خواهد كرد، و كافه افراد قبائل و اقوام آن بقعه مقدسه را كه مشاراليهما طرح و تأسيس خواهند نمود زيارت خواهند كرد.
جبرئيل پس از آنكه مشاراليها را مسرور ساخت و بودن آنها را در داخل دائره مسجدالحرام اشارت نمود، حضرت هاجر از اين امر نهايت شادى بههم رسانيده، در نزد خود مقرر داشت كه در حضرت بارى عرض مراسم شكرگذارى كند و در آن محل اقدس مبارك بگذراند. مورّخين در صورت ظهور زمزم شريف اختلاف كرده، بعضى برآنند كه از اثر جناح جبرئيل ظاهر شد و برخى ظهور او را از اثر پاشنه حضرت اسماعيل معتقدند، ولى چنانكه سابقاً مذكور شد كه جبرئيل جناح خود را بهزمين زده، آب را ظاهر ساخت و حضرت هاجر اطراف آب را با ريگ برگردانيد و او را بالاخره ابراهيم حفر و تعميق نموده است، بنا بهقرار جمهور، صدق عقيده اول لازم مىآيد.
مورّخين در وجه تسميه زمزم نيز اختلاف كردهاند، بنا بهقول بعضى از كثرت جريان او زمزم گفته شده است و در نزد بعضى زمزم بهمعنى آن است كه آهستهآهسته سيلان كن، بالاخره به اين نام ناميده شده است. آن آب بابركت چنانكه در صورت بحث انتقال حكومت مكه به ايادى بنوخزاعه گفته شده است، در زمان ضلالت جراهمه غيبت نموده و به مرور زمان اسم و جسم آن حتى طرف و سمت آن نيز فراموش كرده شده است.
اهل مكه بر حسب تصادف و اتفاق بهيك طرف موقع چاه زمزم، صنم نائله و بهيك طرف آن وثن إساف 1نام را گذاشته در ميان اين دو صنم كه بالاى چاه زمزم بود قربانى مىكردند، زمانىكه حكومت مكه و رياست بلده مقدسه بكه، به عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف انتقال كرد، نزديك شد كه لبتشنگان باديه جاهليت، آب حيات هدايت را پيدا كنند و شورهزار زمين يثرب و بطحا از آن ينبوع زلال فيض نبوت نمونه جنتالمأوى گردد، اراده حكمت عاده وهاب بىمنت، معلّق به آن گرديد، آب زمزم كه از زمان عمرو بن الحارث الجرهمى، متوارى غيابةالجب عدم شده و از پانصد سال