1332. از آياتى كه به تصريح مفسران در آن استطراد به كار رفته است، آيه 113 و 114 سوره طه است:
« وَ كَذٰلِكَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنٰا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً * فَتَعٰالَى اللّٰهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَ لاٰ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضىٰ إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً »
و اينگونه آن را قرآنى عربى [و فصيح و گويا] نازل كرديم و انواع وعيدها [و انذارها] را در آن بازگو نموديم. شايد آنان تقوا پيشه كنند يا برايشان سبب يادآورى شود. پس بلند مرتبه است خداوندى كه فرمانرواى حقيقى است! و [اى پيامبر] نسبت به [تلاوت قرآن] پيش از آنكه وحى آن بر تو تمام شود، شتاب مكن و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون كن».
همانگونه كه مشاهده مىشود، سياق دو آيه درباره نزول قرآن و اوصاف آن است. لكن با جمله « وَ لاٰ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضىٰ إِلَيْكَ وَحْيُهُ » از اين سياق، به توصيهاى به پيامبر اكرم منتقل شده است. در اين جمله خداوند به پيامبر خود سفارش مىكند كه قبل از دريافت كامل وحى، در تلاوت قرآن شتاب نكند. مفسران، از جمله «زمخشرى» در «تفسير كشاف» و «بيضاوى» در «تفسير انوار التنزيل و اسرار التأويل» 1، به استطرادى بودن جمله ياد شده، تصريح كردهاند.
3. مورد ديگرى از آيات قرآن كه به تصريح مفسران در آن استطراد