132انتقال از يك سخن به سخن ديگر و بازگشت به سخن نخست، نه تنها امرى مجاز، بلكه پسنديده است و به كلام گوينده، زيبايى مىبخشد و سخنوران در خطابهها و نويسندگان در نثر و نظم از آن بهره مىجويند. استفاده از اين روش، چنانكه «امينالاسلام طبرسى» در تفسير فاخر خود اشاره كرده است، 1 در خطابهها و اشعار به وفور به چشم مىخورد. قرآن كريم نيز از اين روش در مواردى استفاده كرده است كه مفسران در جاى خود به آن اشاره كردهاند. براى روشن شدن اين نكته به يك نمونه از اشعار عرب و چند نمونه از آيات قرآن اشاره مىشود:
1. از نمونههايى كه استطراد در آن به كار رفته است و اهل بيان نيز آن را به همين مناسبت ذكر كردهاند 2، قول «سموئل» است كه چنين سروده است:
واِنّا لَقَوْمٌ لا نَرى القَتْلَ سَبَةً
إِذا ما رَأَتْهُ عامِرٌ وَ سَلُولٌ
يُقَرِّبُ حُبُّ المَوتِ آجالَنا لَنا
وَ تَكْرَهُهُ آجالُهمْ فَتَطُولُ 3
سياق قصيده، چنانكه در جواهرالبلاغه ذكر شده، براى فخر شاعر به قبيله خود است. لكن در مصرع دومِ بيتِ نخست، از سياق به سرزنش دو قبيله «عامر و سلول» منتقل شده، آنگاه در بيت دوم به سياق بازگشته است.