259نسبت دادهاند، كه ما قسمتى از آنها را در فصلهاى گذشته مطالعه و بررسى كرديم و پاسخهاى قانعكننده و آرامشبخشى نيز، به آنها داديم و اما مسئله صحابه(رضىالله عنعهم)، تنها جاى مشكل و پيچيده اين مسئله است؛ برخى از غلاتى كه نام شيعه بر آنها اطلاق شده مانند كامليه به تمام اصحاب پيامبر(ص) حمله مىكنند و به آنها ناسزا مىگويند، به همين دليل، افراد ناآگاه مىپندارند كه اين عقيده و روش همه فرقههاى شيعه است و در نتيجه بىگناهان را به مجازات خلافكاران مجازات مىنمايند! و طبيعى است كه اين روش شيوهاى منافقانه و از منطق نيز، به دور است!
در صورتى كه اگر كسى آگاهانه با باور و اعتقاد شيعه در اين مسئله آشنا شود، نظر آنها را نظر متوسطى خواهد يافت؛ زيرا آنها نه مانند «غلات» به افراط و تندروى مايلاند كه خود را به گناه و معصيت آلوده كنند و نه مانند اهل سنت به تفريط معتقدند كه حتى بعضى از واجبات را ترك نمايند!
شيعه چگونه مىتواند به آنچه نادانان و نااهلان به او نسبت دادهاند، آلوده باشد، درحالىكه در تشيّع خويش، به اصحاب بزرگوار پيامبر(ص) اقتدا مىكنند.
به اين مطلب حتى آگاهان بزرگى از اهل سنت، مانند نويسندگان كتابهاى الاستيعاب، الاصابة و اسدالغابة به خوبى واقف و معترفاند.
به يقين براى اداى كامل اين بحث، بايستى كتاب جداگانهاى تأليف كرد كه البته در آينده به آن جامه عمل خواهم پوشاند و به طور كامل به بررسى هويت تشيع با شئون همه جانبه آن خواهم پرداخت.
در ادامه براى اينكه بحث خود را به كمال رسانده و در جهت هدف خود، بهرهاى به دست آورده باشيم، نام برخى از شيعيان اصحاب رسول خدا(ص) كه ما به آنها اقتدا كردهايم و از آنها هدايت يافتهايم را از نظر مىگذرانيم: