258تحقيق و انصاف را براى شناخت مقام و منزلت اهلبيت(عليهمالسلام) در اسلام، به آن كتاب ارجاع مىدهيم.
اى كاش اهل مذاهب چهارگانه نيز، همچون ساير مذاهب، مطالب مذهب اهلبيت(عليهمالسلام) را در قلمرو اختلاف، نقل مىكردند و درباره آن به قضاوت مىنشستند. در صورتى كه ما نديدهايم، نسبت به اهلبيت(عليهمالسلام) اينگونه كه در اين عصر عمل شده، در اعصار ديگر نيز رفتار شده باشد؛ زيرا با آنها به گونهاى برخورد كردهاند كه گويى خداوند هرگز آنها را نيافريده! يا اينكه آنها هرگز از علم و حكمت، فيض و بهرهاى نداشتهاند!
و همانگونه كه مشاهده كرديد گاهى هم، متعرض شيعيان آنها شده و با دادن لقب رافضى، تهمتها و افتراهاى بسيارى را به آنها روا داشتهاند.
اما اكنون روزگار خصومت و دشمنى سپرى شده و عصر برادرى و همبستگى رسيده است و همه مسلمانان بايد از در شهر علم نبوى (ص) وارد و به «باب حطه» 1 و امان، پناهنده شوند و بر «سفينه نجات» سوار گردند و با تقرب و همگامى با برادران شيعه خود، به ساحل هدايت و نجات دست يابند؛ زيرا ديگر كدورت و كينهها برطرف شده و صبح روشن اميدبخش پديدار گشته و راه سعادت و اعتلاى اسلام، گشوده شده است.
مرحله دوم: عامل ناراحتى اهل سنّت
عواملى كه موجب ايجاد تنفّر و فاصله گرفتن اهل سنّت از شيعه مىشود، تهمتها و دروغهاى بىاساس و ناروايى است كه برخى از باطلگرايان و كينهتوزان به شيعه