228فرقههايى كه نام شيعه بر آنها اطلاق مىشود، مشاهده كردهاند، ازاينرو، پنداشتهاند، مذهب و مرام شيعه امامى هم، اينگونه است و به همين دليل، تهمتها و نسبتهاى ناروايى به فرقه اماميه وارد آوردهاند و در اين بين، غيظ و كينهاى كه در سينه داشتهاند، به حساسيت موضوع افزوده است.
به هر حال، آنها بدون تحقيق و بررسى كامل اينگونه قضاوت كردهاند و مرتكب اتهامهاى اعتقادى و عملى بسيارى شدهاند! در مقابل، فرقه اماميه نيز، در ميان اهل تسنن، طايفه كراميه را در نظر مىگيرد. كراميه بر اين عقيدهاند كه: «همانطور كه انسان روى زمين قرار دارد، خداوند هم روى عرش قرار دارد!». 1
عده ديگرى از آنها مىگويند: «خداوند به خاطر ماجراى طوفان نوح(ع) آنقدر گريه كرد كه چشمهاى او مجروح شد و فرشتگان آسمان از او عيادت كردند!» 2
دو فرقه معتزلى به نام حائطيه و حديثيه نيز، معتقدند كه خداوند متعال در بعضى از پيامبران(ع) حلول كرده و همان را مىگويند كه نصارى درباره عيسىبن مريم(ع) قائلاند! 3
اما با وجود اين، فرقه اماميه اين مطالب را به طور كلى به همه اهل سنت و همه فرقه معتزله نسبت نمىدهد، بلكه سخن و عمل هر فرقهاى را به خود آن فرقه نسبت مىدهد. با اين اوصاف آنها چگونه مىتوانند عمل خلافى كه مثلاً از خطابيه و ناووسيه مشاهده مىكنند را، به تمام اماميه و همه شيعه نسبت بدهند؟ آيا اين انصاف است؟