216
دليل دوم:
ما شيعيان از سيره رسول اكرم(ص) متابعت مىكنيم. آن حضرت هرگز كسى را به خاطر دشنام دادن يكى از صحابه به ديگرى، تكفير نكرده است. در حالىكه در زمان آن حضرت، برخى از صحابه با هم نزاع مىكردند و به هم دشنام مىدادند و آن حضرت، حتى يك نفر از آنها را هم به اين دليل تكفير نكرده است و حتى بالاتر از اين، گاهى برخى از صحابه در حضور او با هم كتككارى مىكردند و با لنگه كفش، به جان هم مىافتادند! 1
مگر نه اين بود كه طايفه اوس و خزرج يكبار در زمان پيامبر(ص) اسلحه به دست گرفتند و با هم جنگيدند و آنگاه پيامبر(ص) آنها را صلح داد، 2 در حالىكه هيچ كدام از آن دو طايفه را، تكفير نكرد؟
اين مطلب در كتابهاى تاريخى نيز، آمده است. آيا شما ديده يا شنيدهايد، كه پيامبر(ص) و يا يكى از صحابه بدين جهت، آنها را تكفير نموده باشد؟ اگر حضرت رسول(ص) و اصحاب چنين بودند، پس افراد هرزهگويى كه خود را از پيروان آنها مىدانند، چه مىگويند؟!
دليل سوم:
روايتهاى صحيح و متواترى كه در فصل دوم و سوم و چهارم اين كتاب، در بيان معنى ايمان و احترام موحدان و نجات و رستگارى آنها آمد را ملاحظه كرديد. آن روايتها در مورد مطلق اهل ايمان، حكم مىكند و اركان ايمان را هم، پنج چيز مىداند، كه براى آنها احترام قايل است و به آنها وعده بهشت مىدهد و هر كس با