201اى كاش آنچه مدعى شدهاند را به ما نشان مىدادند و روى مسايل شريعت مقدس كه در نظر آنها مورد استهزاء شيعه قرار گرفته است انگشت اشاره مىگذاشتند!
آيا شيعه مقام عظيم خداى متعال را سبك انگاشته و گاهى او را به مخلوق تشبيه نموده و يا سخن قبيح ديگرى را درباره خداوند به زبان رانده است؟
آيا شيعه، انبيا و اوصياى گرامى را دشنام داده و درباره آنها چيزى گفته كه در شأن آنها نبوده است؟ مگر خداى ناكرده به ساحت مقدس «خير البشر» نسبت «هجر» و هذيان داده است؟
به يقين هرگز چنين نيست؛ آنها بزرگترين تقديس را براى خدا و عميقترين تنزيه را براى انبيا و بيشترين تعظيم را براى خلفاى آنها مبذول داشته و نيز، درباره قوانين اصولى، با محكمترين دليل، و در مورد فروع، با شديدترين احتياط و درباره پذيرش حديث، بهترين روش را به كار بردهاند تا حقايق برايشان محرز شود.
از كسانى كه خواستار تحقيق و تفحص هستند، مىخواهيم كه به اصول و فروع شيعه مراجعه كنند 1 تا حقيقت را بيابند؛ زيرا اگر كسى به سرزمينهاى شيعهنشين برود و با آنها معاشرت داشته باشد، مشاهده مىكند كه زن و مرد و كوچك و بزرگ آنها در اداى نماز، زكات، روزه، حج و ساير احكام واجب كوتاهى نمىكند و جز تعداد كمى از افرادى كه به خاطر معاشرتهاى نامناسب، بىبندوبار شدهاند، كسى را نمىتوان يافت كه نمازهاى پنجگانه را ترك كند و از روزه گرفتن خوددارى نمايد، مگر اينكه عذرى داشته باشد؛ زيرا اگر كسى به عمد روزه خود را بخورد، به بيستوپنج ضربه شلاق محكوم مىشود و اگر اين كار را دو مرتبه تكرار كرد و