172استاندارى بصره را به عبدالله بن عامر كه فرد نالايقى بود، واگذار كرد و او در آن سمت، آنچه توانست خلاف انجام داد. 1
علاوه بر اين، براى هماهنگ كردن قرائتهاى قرآن، دستور داد همه قرآنها را بسوزانند. 2
عثمان، از قوم و خويشان خود طرفدارى و حمايت مىكرد، صدقه را در راه جنگ مصرف مىنمود و در بخشش اموال، خانواده خود را بر ديگران مقدم مىداشت. او عمار ياسر و عبدالله بن مسعود را مورد ضرب و شتم قرار داد و بر عبيدالله بن عمر، قاتل هرمزان حد را جارى نكرد. همچنين از جمله مطالب ثابت و مشخص تاريخى نامهاى است كه درباره قتل محمدبن ابىبكر و گروه ديگرى از مسلمانان برگزيده، به مصر نوشت.
از جمله تأويل و استنباطهاى عثمان اين است كه هرگاه از مكه به عرفات و منى مىرفت، نماز ظهر و عشا را تمام مىخواند، در حالىكه پيامبر(ص) و ابوبكر و عمر، هرگاه به آنجا مىرفتند، نمازشان را شكسته مىخواندند، همانگونه كه خود عثمان نيز، در اول خلافت خود، نمازش را شكسته مىخواند. 3
اما چون عثمان تأويلگر و مجتهد و صاحبنظر بود، عذر او پذيرفته شده است، به همين دليل عدالت و امامت وى از خطا محفوظ مىماند، پس چرا عذر مجتهدان و تأويلگران ديگر، نبايد پذيرفته شده باشد؟