57گويى انجام دادن صحيح اين عمل، محصولى كارآمد از سياست و اخلاق و اقتصاد را با هم دارد. ازاينرو تصريح قرآن به اينكه خانه خدا وسيله پايدارى و قوام براى مردم است (مائده: 97) معنادار است. حال اگر زائران به اهداف مربوط نايل آيند، حج آنها تمام است و گرنه ممكن است در نهايت، مصداق «ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج » باشند. دقت و ارتباط زير سيستمهاى سهگانه دين، يعنى اخلاق، عقايد و احكام، در مراسم حج واضحتر از بيان است؛ مثال فلسفه «سعى» آن است كه روحيه استبدادى انسان را بخشكاند و خداوند از اين امر، كسب رضايت مىكند. 1 فراهم شدن گفتمان آزاد از سوى تمامى انسانهاى حجگزار از ملتها، رنگها و نژادهاى گوناگون، و تبادل ديدگاهها و تجارب گوناگون، فلسفه ديگر حج است. 2زائر بايد هنگام بازگشت به وطن، پيام عملى حج را به افراد جامعه برساند (توبه: 122). پس اينكه طبق روايات گفته مىشود، در صورت برگزارى حج صحيح، فقر كاهش مىيابد، 3 در يك قالب سيستمى، معنادار است؛ زيرا در آن صورت، انسانهاى صالحى ساخته مىشوند، ارتباطات مسالمتجويانهاى ميان بلاد فراهم مىآيد، روحيات استبدادى، كه نابودكننده، دين، دولت و ملت است، رخت برمىبندد و فضاى صلح و صفا و نقد و نصيحت فراهم مىشود. به يقين چنين امورى از لوازم رونق در اقتصاد، بهبود در كشوردارى و پيشرفت در دين و اخلاق خواهد بود.
عمل واقعى به آداب حج، به همراه خود، شفافيت و استاندارد بودن زمينهها، اقتصادى بودن هزينهها و كار آمد بودن مديريتها را دارد؛ براى مثال استطاعت واقعى داشتن و غيررانتى بودن خود سفر حج از مقومات برگزارى آداب استاندارد اين سفر است و غيرشفاف بودن درآمدها و هزينهها در حج ممكن است خود نقض غرض باشد؛ چون از سويى فلسفه احرام آن است كه حجگزار از هر نوع زمينه غيرحق به دور باشد 4 و از سوى ديگر امضاى خداوند درباره انجام دادن وظيفه، به حجِ جامع تعلق مىگيرد وگرنه احتمال پذيرفته نشدن آن از سوى خداوند قوى خواهد بود. 5 حجگزار واقعى بايد پيرو ابراهيم خليل باشد و در آن صورت است كه حجش قبول، و دعايش مستجاب مىشود. ازاينرو وقتى ابراهيم از خداى بزرگ تقاضا كرد: ( رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً )، خداوند هم اجابت كرد و فرمود: ( وَ مِنَ