3393. ضريب سن و سطح آموزش سرپرست خانوار، هر دو تأثير منفى بر اندازه استطاعت داشته و به ترتيب منفى6.1 تا منفى4.1 و منفى 4.1 تا منفى 9.1 در دو مدل بوده است. بنابراين، افزايش سن و سطح آموزش از سطح استطاعت كاستهاند.
4. ضريب شغل كشاورزى، مثبت بوده است. بنابراين، بهدست مىآيد كه شغل كشاورزى، باعث شيفت كردن سطح استطاعت به بالا بوده است. 1
در مورد اينكه چرا درآمد و شغل كشاورزى تأثير مثبت بر استطاعت داشته است و مخارج، سطح سواد و سن افراد، تأثير منفى بر استظاعت داشته، ممكن است گفته شود كه رفتن به حج، مخارجى دارد كه برخى، از غذاى شب و روز حاجى و خانوادهاش در سفر، محروم مىباشد. برخى نيز مخارج سوغاتى و مهمانى حج و همينگونه ريخت و پاشها و اسرافهاى ناشى از آنها مىباشد كه درباره دوم بيشتر اتفاق مىافتد. افزايش درآمد، موجب افزايش استطاعت متأثر از عادتها و شأنها در هر دو مورد مىشود و مطابق قاعده است. همچنين، افزايش سطح سواد و سن، موجب حصول تجربه و علم و موجب كاهش برخى ريخت و پاشها و اسرافهاى ناشى از آنها مىشود و بهطور طبيعى، مخارج مهمانى و سوغاتى را كاهش مىدهد. بنابراين، تأثير درآمد بر استطاعت مثبت و تأثير سن و سواد بر آن، بايستى منفى باشد. همچنين ممكن است گفته شود كه طبيعت شغل كشاورزى، سخاوت بيشترى به همراه دارد و با افزايش مخارج مهمانى و سوغاتى، استطاعت را بيشتر كند؛ ولى اينكه افزايش مخارج، موجب كاهش استطاعت شود، محل تأمل بيشترى است.
افزايش مخارج، از جهتى موجب افزايش عادات و در نتيجه افزايش استطاعت مىشود؛ ولى افزايش مخارج، با وجود درآمد ثابت ممكن است از ناحيه برخى شأنهاى ديگر باشد كه تحقيق، به آنها نپرداخته است. در نتيجه، افزايش هزينه از ناحيه افزايش مخارج، موجب افزايش تجربه فرد در هزينه كردن و صرفهجويى شده و باعث كاهش استطاعت است. امكان دارد كه برآورد دو اثر، در نمونه چربيدن، تأثير منفى بر مثبت باشد.
نتيجهگيرى
اين مقاله بهدنبال كمّى كردن موضوعى شرعى و عوامل مؤثر بر آن است كه مىتواند حساسيت مردم را به احكام شرع نشان دهد. باتوجه به اينكه نمونه بررسى شده مربوط به سه سال پيش است و امكان دارد نسبت به سال پيش فايدهاى بر آن مترتب نباشد؛ ولى با تعديل و ارتباط دادن آن با سالهاى آينده، نتايج اين تحقيق نيز مىتواند بهره بردارى شود.