329بگيرد و يا حدّ كفايت و استطاعت خود و خانواده خود را تشخيص دهد، بدينگونه تكليف حج بر گردن او نهاده نمىشد.
ه) معيارهايى كه بايد در اندازهگيرى استطاعت لحاظ شود
با توجه به اينكه استطاعت، رابطهاى تنگاتنگ با كفايت دارد، بنابراين ويژگىهايى كه در كفايت دخيل است، بايستى در استطاعت نيز رعايت شود كه برخى از آنها عبارتند از:
يك- استطاعت، بايستى امرى عينى و غير خيالى باشد. بنابراين هرگونه احساس استطاعت ذهنى صرف كه ملازم با قراين عرفى نيست، مشروعيت ندارد.
دو- در استطاعت، هم بايستى به نيازهاى مطلق توجه شود و هم نيازهاى نسبى. بنابراين استطاعتى كه در آن به عادات و به جنبههاى نسبى توجّهى نشده است، استطاعت شرعى نمىباشد.
سه- با توجه به عوامل دخيل در استطاعت، ما مىتوانيم متوسط استطاعت را در سطح جهان، ملّتها، استانها و حتى محلهاى متفاوت داشته باشيم كه هر كدام اندازهاى مجزا و متفاوت از ديگرى باشند. در عين حال استطاعت شخصى، از ناحيه ويژگىهاى شخصى افراد متأثر است.
چهار- براساس برخى قراين، مىتوان بر استطاعت ديگران قضاوت كرد. چنانكه امام صادق(ع)، از ملاك سهم غذا، براى اندازهگيرى كلّ مخارج فقير استفاده كردهاند.
پنج- براساس قاعده اصاله الصحه، قول كسى را كه ادّعاى استطاعت و برعكس آن را دارد، مىتوان پذيرفت. بنابراين مىتوان گفت، استفاده از پرسشنامه براى ادّعاى استطاعت و شناخت اندازه آن، راهى مناسب براى اندازهگيرى استطاعت و بىاستطاعتى است؛ ولى بايستى زمان تهيه پرسشنامهها، قراين صدق و كذب سخن افراد نيز درست بررسى شود.
شش- با توجّه به اينكه در پرسشنامهها، افرادى كه درآمدشان بيشتر است، استطاعت ذهنى برترى را براى خود بيان مىكنند، بنابراين، دامنه استطاعت افراد مىتواند بيانگر فاصله طبقاتى و توزيع درآمد در جامعه باشد. در جامعهاى كه توزيع درآمد نامناسب است، دامنه استطاعت بيان شده افراد؛ بيشتر از جامعهاى است كه توزيع درآمد در آن مناسب است. با توجّه به اينكه توزيع درآمد در جامعه اسلامى بايستى مناسب باشد، دامنه فراوان استطاعت ذهنى در جامعه اسلامى، نشانهاى از اجرا نشدن احكام اسلام در آن مىباشد. بنابراين، از همين جا مىتوان گفت كه خط استطاعت، در زمان وجود حكومت اسلامى عادل و برعكس آن فرق دارد. (اين مسئله در اندازهگيرىهاى ذهنى فقر تجربه شده است. 1 براى آشنايى