302بر استحباب حمل كرده است. 1 و مرحوم حر عاملى در ذيل همين روايت تصريح دارند: اين روايت محمول بر نفى تاكيد استحباب است. 2اهل سنت از پيامبر اسلام(ص) روايت كردهاند: هنگام كه على از فاطمه(ع) خواستگارى كرد، پيامبر فرمودند: «لابد من وليمۀ»، «بايد وليمه داده شود». شافعى با استناد به اين روايت، لزوم وليمه دادن را استنباط كرده و گفته: اين روايت كه سندش مشكلى ندارد در معناى وجوب وليمه [براى عروسى] مىباشد. ظاهر كلام طبرانى از روايت: «الوليمۀ حق و سنۀ»؛ «وليمه حق و سنت است» نيز بر اين مطلب دلالت مىكند و واژۀ «حق» در اينجا به معناى وجوب است. ابنحنبل وليمه را سنت مىداند. اما جمهور فقهاء اهل سنت بر استحباب وليمه تاكيد دارند. 3 از منظر برخى از اهل سنت مراد از «حق» آن است كه وليمه دادن امرى باطل و خطا نيست، بلكه امرى مستحب بوده كه داراى فضيلت است. 4هر چند اين احتمال نيز مطرح است كه مراد از «حق بودن» يعنى وليمه دادن در شريعت ثابت است، كه باز مراد از آن وجوب نيست، برخلاف اهل ظاهر كه قائل به وجوب شدهاند. 5
بنابراين از منظر شيعه در دستۀ اول از روايات وارده و با تكيه بر «موثقۀ سكونى»، مطلق وليمه دادن در اولين روز امرى مستحب بوده كه شامل وليمۀ حج نيز مىگردد. اما در ادامه روايت بيان شده:
وليمه در دومين روز معروف است. معروف به معناى امرى پسنديده و خوب است. اما وليمه در روز سوم گويا غالباً رياء و سمعه را به همراه دارد و در واقع نوعى خودنمايى است. البته اين امور نسبى است و هميشه چنين نيست كه هر كسى سه روز وليمه داد به ريا و سمعه دچار مىگردد؛ زيرا در برخى موارد افراد چندين روز وليمه مىدهند و تنها هدف آنها كسب رضايت خداوند متعال است و بس و اساسا ريا براى دستهاى معنا ندارد. بنابراين، روايت فوق در صدد بيان يك حكم كلى نيست، بلكه عرف جامعه چنين است كه اگر وليمه دادن بيشتر از حد خود شد، غالبا فرد وليمه دهنده به ريا دچار مىگردد.
دسته دوم از روايات
در اين دسته از احاديث ضمن بيان مصاديق وليمه دادن، از جمله آنها را هنگامى است كه فرد از مسافرت باز مىگردد؛ عنوان مىكند.