243اين وابستگى و سلطه اقتصادى بر بازار مسلمانان، متأسفانه در ايام برگزارى مناسك حج مشاهده مىشود؛ زيرا انبوه جمعيت زائران بيت الله، پس از انجام دادن اعمال عبادى حج، براى خريد و تهيه سوغات وارد بازارهايى مىشوند كه بيشتر كالاهاى عرضه شده براى فروش، غربى و وارداتى است و به دليل تقاضاى فراوان با قيمتگران در بازار مدينه و مكه به مسلمانان فروخته مىشود.
در تحليلى علمى، مىتوان آثار و پيامدهاى تداوم سلطه اقتصادى بيگانگان بر بازار مسلمانان را در امور زير خلاصه كرد:
1. انتقال درآمدهاى عمومى جامعه و پرداختهاى ارزى مداوم به بيگانگان، بهدليل ضرورت پرداخت قيمت كالاها، خدمات وارداتى و ايجاد كسرى تراز پرداختى در بودجه ارزى كشور اسلامى، بهطور مداوم و مستمر.
2. ايجاد بازار و گسترش امكانات بازاريابى براى بيگانگان، جهت فروش و عرضه كالاها. خدماتى كه در كشور توليد كننده به دليل اشباع بازار داخلى امكان فروش و عرضه وجود ندارد، توليد كننده براى ادامه توليد سه مشكل دارد كه عبارتنداز:
الف: تقاضا نداشتن از داخل، موجب عرضه كالا به بازار مىشود. اين امر موجب كاهش قيمت و در نتيجه كاهش سود و در مواردى منجر به زيان توليد كننده مىشود.
ب: نفروختن كالا، به دليل كاهش قيمت در بازار داخلى، نياز به امكانات انباردارى و نگهدارى كالاها دارد كه اين امر، منجر به هزينه و سرمايهگذارى جديد مىشود؛ ولى كار فرما، مايل به پرداخت چنين هزينههايى نمىباشد؛
ج: نداشتن امكان فروش و تأمين در آمد در بازار داخلى، موجب كاهش درآمدها براى توليدكننده مىشود. با كاهش در آمد، امكان تأمين هزينه عوامل توليد، يعنى مزد كارگران و سود كارفرما و پرداخت اعتبارات بانكى و غيره وجود ندارد؛ بنابراين براى تأمين درآمد و پرداخت هزينهها ناچار، به صدور و عرضه كالا به كشورهاى ديگر مىباشد.
3. با توجه به ورود كالا و خدمات بيگانه به كشورهاى اسلامى، به دليل كيفيت برتر و جلب توجه مصرف كنندگان به كالاهاى وارداتى، كالاى توليد داخل با بىتقاضايى روبهرو شده است كه به اين ترتيب، كالاى بيگانه، جانشين كالاى ملى مىشود. اين امر جريانى پيوسته ايجاد مىكند كه بهصورت تدريجى و مداوم، موجب تقاضا نكردن كالاى ملى و عدم توليد و عرضهنشدن آن مىشود؛ ازاينرو توليد كنندگان داخلى با مشكلات فراوانى روبهرو مىشوند كه عبارتنداز:
الف. توانايى نداشتن در كسب درآمد براى پرداخت هزينه توليد و همچنين ضعيف شدن بنيه اقتصاد ملى، با توجه به زيان واحدهاى توليدى داخلى و تعطيلى يا ورشكستگى آنها؛