241مذاكرات اصولى ميان ملتها فراهم كرده است. به اين ترتيب، در پرتو ارتباطات منطقى و مداوم، مىتوان به مشكلات و كمبودهاى كشورهاى اسلامى آگاهى و شناخت لازم پيدا كرد. هر كشورى از مجموعه جهان اسلام، بهعنوان عضوى از بدن و ساختار جهانى مسلمانان در مشكلات ديگر اعضا، شريك و سهيم است. همانطور كه سعدى، بهترين فرم و ماهيت ارتباط ميان آنها را چنين ترسيم كرده است:
بنى آدم اعضاى يك پيكرند
بديهى است كه نكات فوق، در اشعار سعدى، مضمون روايتهاى معصومين(ع در كيفيت ارتباط ميان جماعت مسلمانان در سطح جهان اسلام مىباشد كه بهطور عام درباره بنى آدم مصداق پيدا مىكند.
نكته مهمى كه بايستى بدان توجه داشت، اين است كه كنگره جهانى حج، پل ارتباط و پيوند ميان جوامع اسلامى است. در اينباره نبايستى به زمان محدود ايام مناسك حج اكتفا كرد؛ بلكه بايستى به تداوم و استمرار اين ارتباطات سپس از مناسك حج توجه شود. در آيه شريفه مذكور، بيشتر به اهداف و آثار حج و پيامدهاى عظيم در طول سال، توجه شده است، نه صرفاً به خود عمل عبادى حج؛ زيرا خداوند حكيم، هيچ دستور و فريضهاى را بدون علت و فلسفه بيان نفرموده است.
در برنامهريزى رشد و توسعه، روح مشاركت و هميارى است كه قرآن كريم در اين باره در سوره مائده، آيه دوم مىفرمايد: ( تَعٰاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوىٰ وَ لاٰ تَعٰاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ ).
ضرورت تعاون و همكارى، ميان ملتها و جوامع اسلامى، نيازمند تعيين موضوع و هدف است؛ زيرا بدون شناخت موضوع و داشتن هدف مطلوب، نمى توان برنامهريزى علمى و منطقى داشت؛ بنابراين در آيه فوق، دو موضوع كاملاً متفاوت مطرح شده است.
الف) بِر و تقوا كه به معناى نيكى و سعادت جامعه در راستاى تقواى الهى است. همه جوامع بشرى، بهويژه جامعه اسلامى، خواستار خوشبختى در زندگى دنيا و آخرت هستند. ضرورتاً بيان مفهوم بر و تقوا در تفسير آيه فوق، بهترين شناخت را به دولت اسلامى و مردم مسلمان مىدهد. شناختى كه با واژه منافع للناس، ارتباط و هماهنگى كامل دارد و مىتواند موضوع برنامهريزى كلان در جامعه و در سطح بينالمللى براى جوامع اسلامى قرار گيرد كه در حقيقت، مصداق واقعى معروف است.
ب) موضوع دوم در آيه بالا «اثم» و «عدوان» مىباشد كه در بيان مفسران، به مفهوم «تجاوز از حدود الهى» آمده است؛ زيرا همواره گناه مىتواند زمينه تجاوز به حقوق ديگران را از فراهم كند و در اين آيه، بهعنوان پديدهاى منكر و مفسده اجتماعى از آن نهى شده است. بديهى است كه روحيه