36البانى بعد از نقل حديث «ولايت» مىگويد:
سند آن حسن است ورجال آن رجال ثقات، بلكه رجال شيخين مىباشند غير از اجلح كه همان ابن عبدالله كندى است كه در مورد او اختلاف شده است ابن حجر در «تقريب» مىگويد او شيعى و راستگو است.
آنگاه مىگويد:
اگر كسى بگويد: راوى اين شاهد شيعى است، وهمچنين در سند اصل حديث شيعى ديگرى وجود دارد كه جعفر بن سليمان است، آيا اين مسأله طعنى در حديث به حساب نمىآيد؟
او در جواب مىگويد:
هرگز؛ زيرا اعتبار در روايت به صدق وحفظ است، واما مذهباش بين او وبين پروردگارش مىباشد وخداوند حسابرس او است. لذا مشاهده مىكنيم كه صاحب صحيح بخارى ومسلم وديگران از بسيارى از مخالفين كه مورد وثوق بودهاند روايت نقل كردهاند؛ همچون خوارج وشيعه وديگران...
آنگاه مىگويد:
با اين حال، من نمىدانم چرا ابن تيميه اين حديث را تضعيف كرده است، واز نظر من وجهى براى آن نمىبينم جز سرعت ومبالغه داشتن در ردّ بر شيعه... 1
7. انكار حقايق تاريخى
ابن تيميه هنگامى كه با حقايق تاريخى كه مخالف با عقيده ومذهب