117و نيز مىفرمايد:
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاٰ يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ... (رعد: 14)
دعوت حق از آن اوست! وكسانى را كه (مشركان) غير از خدا مىخوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمىگويند!
در اضافه دعوت به حق نكتهاى نهفته است، و آن اينكه دعوت بر دو قسم است؛ يكى دعوت حق با اعتقاد به اصالت و استقلال و حقيقت است كه مخصوص خداست، و ديگرى دعوت بدون اصالت و استقلال كه از غير خدا انجام مىگيرد.
حسن بن على سقاف شافعى مىگويد:
همانا بدان كه عبادت در شرع به معناى غايت خضوع و تذلّل، نسبت به كسى است كه خاضع، معتقد به صفات ربوبيت براى او شده است. و اما در لغت عبادت به معناى اطاعت، و عبوديت به معناى خضوع و ذلّت است. پس عبادت شرعى غير از عبادت لغوى است؛ و لذا به كسى كه خضوع كرده و نسبت به انسانى ذلت نموده گفته نمىشود كه شرعاً او را عبادت نموده است، و اين مطلبى است كه حتى دو نفر هم در آن اختلاف ندارند. لذا هركس كنار قبر پيامبر(ص) يا ولى خدا تذلّل كرده و به آنها توسل جسته، گفته نمىشود كه او غير خدا را عبادت كرده است؛ زيرا مجرد ندا و استغاثه و خوف و رجا را شرعاً عبادت نمىنامند،گرچه در لغت به آن عبادت گويند...
امّا دعا، پس تمام اقسام آن عبادت نيست، مگر آنكه ما كسى را