238بنابراين، روشن است كه قرآن كريم و سنت پيامبر(ص) به تنهايى براى معرفتبخشى به دين، در همۀ عصرها و نسلها كافى نيستند؛ زيرا قرآن تمامى احكام و تفاصيل آنها را در خود ندارد؛ بهويژه با در نظر گرفتن وقايع جديدى كه در نتيجۀ دگرگونى جوامع و برخورد فرهنگها به وجود مىآيد. از سوى ديگر اين متن الهى، در نبود زمينههاى نزول و پنهان بودن آنها از ديد عموم، مىتواند تأويلهاى گوناگون بپذيرد و از آن، بيش از يك معنا استفاده شود.
همچنانكه پيامبر(ص) مجال آن نيافت كه براى احكام دينى، يك نظامنامۀ جامع تدارك ببيند تا مردم در تمام دورانها، به سهولت به آن رجوع كنند و در تمامى رويدادها، حتى حوادث و تحولات جديد، آن را مبناى كار خويش قرار دهند و در طول زمان، از جهل به احكام دينى و اختلاف در آنها، ايمن باشند.
پيامبر خدا(ص) احكام شرعى و مسائل روزمره را به صورت تدريجى و به مناسبتهاى مختلف، براى عامۀ مردم و در بسيارى از موارد نيز تنها براى گروه خاصى بيان مىكردند. افزون بر اينكه در آن روزگار، تلاشى براى ثبت، ضبط و تدوين گفتههاى ايشان صورت نگرفت تا در آينده، مردم به آن مراجعه كنند. ازاينرو احكام كه پيامبر خدا(ص) بيان كرده همواره در معرض دستبرد و تضييع بوده است.
سنّت پيامبر(ص) در معرض نابودى
در مرحلۀ بعد، عدهاى از مسلمانان صدر اسلام به سخن و سيرۀ پيامبر خدا(ص) بىمهرى كردند و به عمد آن را از دسترس مردم دور و پنهان نگاه داشتند. اين مطلب را در پاسخِ سؤال هفتم، در جزء نخست كتاب «فى رحاب العقيده» آوردهايم. در نتيجۀ فتنهها و مشكلات بسيارى كه بعداً امت اسلامى به آنها دچار گرديد، عدهاى از سر هوا و هوس، به پنهان كردن، تحريف و كذبآلود ساختن سنت شريف نبوى دست زدند. نيز به دليل وجود ناسخ و منسوخ و مشتبه شدن اين دو و پنهان بودن بسيارى از قراين