239 موجود دربارۀ كلام پيامبر(ص)، تعارضات و ابهامات بسيارى پيش آمد كه در نتيجۀ آن، سنت نبوى، عملاً كارايى خود را از دست داد.
در كتاب پيش گفته فى رحاب العقيده در جواب به سؤال هشتم، نمونههاى متعددى از اين پنهانكارىها، تحريفات، تعارضها و ابهامات را آوردهايم.
قرآن كريم و سنت شريف نيز در راستاى تحولات جامعۀ اسلامى، تعامل با مسائل جديد و سعى در ايجاد رويكرد مناسب دينى در قبال اين مسائل، هماكنون با برداشتهاى گوناگون، ادعاهاى بىاساس مبتنى بر هواى نفس و تأويلهاى سست، بىپايه و نابهجا روبهرو شده است.
وجود اين امر، با در نظر گرفتن وضعيت جامعه اسلامى در تمامى دورانهايى كه بر آن گذشته، به روشنى معلوم است. در اين مدت طولانى، اختلافات دينى و جهل به مسائل اسلامى، تطبيق نادرست آنها بر رويدادهاى نو و دشمنىها، نزاعها و درگيرىهاى مذهبى، حال و روز دين مبين اسلام را به آنجا رسانده كه سستى، خوارى و گرههاى كور، وجه غالب آن گرديده است. اين مشكلات تا زمانى كه مسلمانان درباره مرجعى دينى كه قبول آن بر همگان واجب است، گِرد نيايند، همچنان به قوت خود باقى خواهد بود. بىشك آن مرجع دينى، چون خداى متعال بدان تصريح نموده است، هرگز قابل تشكيك و تأويل نبوده و هيچكس را حق مخالفت و موضعگيرى در برابر او نيست.
ازاينرو، تنها راه حفظ دين از تحريف و تباهى، آن است كه خداى سبحان، پس از پيامبرش(ص)، كسى را براى محافظت از دين و تبليغ آن، مقرر نمايد؛ آنسان كه بهانهاى براى جاهلان و توانى براى تحريفگران باقى نماند.
امامت در اديان گذشته
پيش از اسلام نيز در تمامى اديان، امر به همين صورت بوده است؛ پيامبرانِ اين اديان اوصيايى داشتند تا پس از ايشان، بار سنگين دين را بردارند و از آن محافظت و