215براى نبوت و پيامبرى انتخاب كند كه وظيفۀ خويش را به انجام نمىرساند؛ زيرا اين كار نقض غرض و خلاف عقل است. ازاينرو، اعتقاد به عصمت پيامبر(ص) در تبليغ با اعتقاد به نبوت ايشان همراه است؛ بهگونهاى كه اعتقاد به نبوت رسول خدا(ص) كامل نخواهد بود، مگر با وجود اعتقاد به عصمت ايشان در امر تبلغ دين.
اما شيعه قائل به عصمت پيامبر(ص) از همۀ گناهان، حتى در غير تبليغ است. حتى بنابر مشهور ميان ايشان، پيامبر(ص) بايد از اشتباه و خطا نيز معصوم باشد. پس در اينجا، دو ادعا وجود دارد:
يك - وجوب عصمت پيامبر(ص) از همه گناهان
دليل مطلب: از آنجا كه به تصريح قرآن كريم و ضرورت دين، پيامبر(ص) الگو و راهنماى امت و پيروى او واجب است، پس سنّت آن حضرت، يعنى گفتار و رفتار و تقرير ايشان بايد اطاعت شود. به همين دليل وجود مقدس وى بايد از گناه و نافرمانى خدا به دور و معصوم باشد؛ زيرا در غير اين صورت، اگر باز خداوند بندگانش را اجازۀ پيروى از آن حضرت بدهد، لازم مىآيد كه به معصيت نيز اجازه داده باشد و اين محال است. اما اگر اجازۀ پيروى ندهد، ديگر آن حضرت براى امتش اسوه و الگو نخواهد بود و كردار او، سنتى قابل پيروى به شمار نمىآيد و اين خلاف فرض است.
در تأييد اين مطلب، به دو نكتۀ ذيل اشاره مىكنيم:
1. يكى از بزرگترين و اثرگذارترين عواملى كه مردم را براى پذيرش و پيروى از دعوتى برمىانگيزد، استقامتِ رهبر و راهنماى آن دعوت و همخوانى رفتار او با گفتارش است. خداى متعال مىفرمايد:
أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتٰابَ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ (بقره: 44)
آيا مردم را به نيكى دعوت مىكنيد، امّا خود را از ياد مىبريد، درحالىكه كتاب [آسمانى] را مىخوانيد؟! چرا تعقل نمىكنيد؟!