159
قرآن اعتراف اهل كتاب را مىنويسد
گواه نخست: قرآن مىفرمايد:
وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ كِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الْكٰافِرِينَ (بقره: 89)
و چون از طرف خدا كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانههايى بود كه با خود داشتند، و پيش از اين، به خود نويد پيروزى بر كافران را مىدادند، [كه با كمك آن بر دشمنان پيروز گردند] با اينهمه، هنگامى كه اين [كتاب و پيامبرى] را كه مىشناختند، نزد آنها آمد، به او كافر شدند؛ لعنت خدا بر كافران باد.
با توجه به اين آيه، اهل كتاب تنها بر علمِ به صداقت پيامبر(ص) اكتفا نمىكردند، بلكه پيش از بعثت آن حضرت، به خود نويد پيروزى مىدادند و مىگفتند: پيامبرى با اين ويژگىها ظهور خواهد كرد و ما به او ايمان خواهيم آورد و بر كافران غلبه خواهيم كرد.
بدون شك اگر اين گفتوگوى ميان اهل كتاب و كافران رخ نداده بود، قرآن متعرض آن نمىشد؛ نه به اين دليل كه ما به صداقت قرآن ايمان داريم، بلكه در صورت غيرواقعى بودن اين گفتوگو و ذكر آن در قرآن، كافران، يهوديان و منافقان آن را انكار مىكردند و بدينترتيب آبرو و اعتبار پيامبر(ص) خدشهدار مىشد و در تنگنا قرار مىگرفت. همچنانكه سبب تزلزل ايمان مؤمنان و روىگردانىشان از اسلام مىشد. درحالىكه هيچيك از اين موارد، به وقوع نپيوست و گفتوگوى اشاره شده در آيه، انكار نشد.
ماجراى مباهله
گواه دوم: ماجراى معروف مباهله: قرآن كريم، علماى مسيحى و تمام كسانى را كه از دانش كتاب انجيل برخوردار بودند، به مبارزه طلبيد و از پيامبر(ص) خواست آنان را به