158 همان كه نامش را در تورات نوشته يافتيد. همان كه علماى شما آگاهتان كردهاند كه از مكه مبعوث مىشود و به مدينه هجرت مىكند. و عالمى از شما كه از شام آمده بود، خبرتان داد و گفت: «هر پخته و ناپختهاى را ترك كردم و به بيچارگى و سرگردانى روى نمودم و به اينجا آمدم تا پيامبرى را كه وارد اين شهر مىشود و قرارگاه بعثتش مكه است و به مدينه هجرت مىكند، بيابم. او خاتم و برترين انبياست، بر الاغ سوار مىشود و كساء يك تكه و گشاد مىپوشد و به اندك قانع است. در چشمش سرخىاى است و ميان دو كتفش مُهر نبوت. شمشيرش را بر شانه مىاندازد و از هيچ كس بيم ندارد. خندهرو و جنگاور است و حكومتش تمام دنيا را فرا خواهد گرفت».
گفتند: «ما اين مطالب را از او شنيدهايم و اكنون آمدهايم با تو مصالحه كنيم». 1
در سخنان ائمه - صلوات الله عليهم - و مناظره و احتجاجات ايشان با پيروان اديان مختلف، بر بشارتها و علامتهاى نبوت پيامبر(ص) تأكيد شده است و از آنان بر اين حقايق، اقرار و اعتراف گرفته شده است. عالمان مسلمان نيز با توجه به عقايد پيروان اديان ديگر و آنچه در كتابهاى ايشان آمده، به اين امر تأكيد كردهاند. 2
شواهدى بر صدق ادعاى وجود بشارتها
اما اهل كتاب را بنا بر اين بود كه خود را در برابر اين بشارتها و نشانهها به غفلت زده و آنها را ناشنيده بگيرند تا ديگران چنين بپندارند كه مسلمانان، اينها را براى حمايت از دين خود ادعا كردهاند و اين براى آنها ارزشى چون حجت و برهان يقينى نيست. ازاينرو بجاست، در اينجا به امورى بپردازيم كه درستى و اصالت اين ادعا را مؤكد و روشن مىسازد.