125كه ايمان آورده و كارهاى نيكو و شايسته كردهاند، پاداشى دائمى دارند. بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد، كافر هستيد و براى او همانندهايى قرار مىدهيد؟! او پروردگار جهانيان است. او در زمين كوههاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدّر فرمود؛ اينها همه در چهار روز بود، درست به اندازۀ نياز تقاضاكنندگان. سپس به آفرينش آسمان پرداخت، درحالىكه به صورت دود بود، به آن و به زمين دستور داد: به وجود آييد [و شكل گيريد]، خواه از روى اطاعت و خواه اجبار. آنها گفتند: ما از سر تسليم مىآييم. در اين هنگام، آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و در هر آسمانى، كار آن را وحى [و مقرّر] فرمود و آسمان پايين را با چراغهايى (ستارگان) زينت داديم و حفظ كرديم. اين است تقدير خداوند دانا و توانا. اگر آنها روىگردان شوند، بگو: من شما را از صاعقهاى همانند صاعقۀ عاد و ثمود مىترسانم. 1
چون آيات قرآن به اينجا رسيد، تن وليد به لرزه درآمد و موهاى سر و صورتش راست شد. آنگاه برخاست و به خانهاش رفت و نزد قريش بازنگشت. قريش ناراحت شدند و ترسيدند اسلام آورده باشد. وقتى ابوجهل به سراغش رفت و از ماجرا پرسيد، وليد گفت: «من همچنان به دين قوم و پدران خويشم، اما كلامى سخت و استوار شنيدم كه لرزه بر اندام مىافكند». ابوجهل گفت: «آيا شعر بود؟» گفت: «نه، شعر نبود». گفت: «خطبه بود؟» گفت: «نه. خطبه، كلامى است پيوسته، و آن سخنى جدا و پراكنده بود و هر پارهاش با ديگرى متفاوت، و نيكويى و بهجت خاصى داشت».
وليد بن مغيره، در روز دوم به قريش گفت: «بگوييد كه سخن محمد، سحر است و دلهاى مردمان را جذب كرده است». 2