124به خدا سوگند، قرآن حلاوت و شيرينى خاصى دارد و در آن طراوتى زيباست. بلنداى آن ثمربخش و پاييندست آن، افزونده است و هيچكس را ياراى گفتنِ چنين سخنى نيست. 1
نيز در روايت است كه «وليد، از جمله حاكمان عرب بود كه در كارها و مخاصمهها به او مراجعه مىكردند و برايش شعر مىخواندند و شعرى كه او برمىگزيد، شعر برگزيده به شمار مىآمد. از او دربارۀ قرآن پرسيدند كه سِحر است يا كهانت يا خطبه؟ وليد نزد رسول خدا(ص) كه در حجر اسماعيل نشسته بود، رفت و گفت: «از شعرهايت برايم بخوان». حضرت(ص) فرمود: «اين شعر نيست، بلكه سخن خدايى است كه پيامبران و رسولانش را به هدايت مردمان برانگيخته است». وليد گفت: «از آن، برايم بخوان». پيامبر(ص) خواند: «بسم الله الرحمن الرحيم». وليد با شنيدن كلمه «رحمن» خنديد و گفت: «منظورت از رحمن، همان مرد اهل يمامه است؟» فرمود: «نه، من خدا را خواندم و او رحمان است و رحيم».
سپس اين آيات را تلاوت كرد:
حا. ميم. اين كتابى است نازل شده از سوى خداوند رحمان و رحيم. كتابى كه آياتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو كرده، درحالىكه فصيح و گوياست براى آنان كه آگاهند. قرآنى كه بشارتدهنده و بيمدهنده است. اما بيشترِ آنان روىگردان شدند. ازاينرو چيزى نمىشنوند. آنها گفتند: قلبهاى ما نسبت به آنچه به آن دعوتمان مىكنى، در پرده است و در گوشهاى ما سنگينى است و ميان ما و تو حجابى است. پس تو به كار خود پرداز و ما به كار خويش. بگو: من تنها انسانى مثل شما هستم. اين حقيقت بر من وحى مىشود كه معبود شما معبودى يگانه است. پس به سوى او متوجه شويد و از او آمرزش بخواهيد. واى بر مشركان. همانها كه زكات را نمىپردازند و آخرت را منكرند. اما كسانى