76
مصاديق ديگر تفويض
علامه مجلسى بيان داشته است كه براى تفويض، كاربردها و مصاديق ديگرى در روايات وجود دارد كه عبارتاند از:
نخست: «تفويض امور مردم، از جمله سياست، تأديب، تكميل و آموزش آنان و امركردن مردم به اطاعت ايشان در آنچه دوست مىدارند و امورى كه نمىپسندند و در آنچه دليل مصلحت آن را مىدانند و مواردى كه نمىدانند».
اين سخن حق است؛ به دليل سخن خدا كه مىفرمايد: «آنچه را رسول خدا برايتان آورده، بگيريد [و اجرا كنيد] و از هرچه شما را نهى كرده، خوددارى كنيد» (حشر: 7) و آيات و اخبار ديگر.
«جابر» مىگويد:
رسول خدا(صلى الله عليه و آله) فرمود: آنگاه كه خدا آسمانها و زمين را آفريد، آنها را فراخواند. او را اجابت كردند. سپس نبوت من و ولايت علىبنابىطالب را بر آنها عرضه كرد، آنها نيز پذيرا گشتند. پس از آن، مردم را آفريد و امور مربوط به دين را به ما تفويض نمود. بدينسان، سعادتمند كسى است كه به واسطهاطاعت ما به سعادت برسد و بدبخت كسى است كه بهخاطر دورى از اطاعت ما بدبخت شود. ما حلالكننده حلالِ خدا و حرامكننده حرامش
هستيم. 1
دوم: «تفويض شرح و بيان علوم و احكام، بهگونهاى كه مصلحت مىدانند، با توجه به تفاوت عقول مردم يا به سبب تقيه. ازاينرو به برخى