77از مردم با احكام واقعى و به برخى با تقيه فتوا مىدهند و تفسير و تأويل آيات را بيان مىكنند، و معارف را به حسب تحمل عقل هر پرسشگرى ارائه مىنمايند و آنگونه كه در روايات فراوان آمده، آنها مىتوانند اينگونه معارف را بيان كنند يا سكوت نمايند».
«صفوانبنيحيى»، از «محمدبنحكيم» نقل مىكند:
از امام كاظم(عليه السلام) پرسيدم: «آيا مىشود امام درباره حلال و حرام و احكامِ مورد نياز مردم، مورد پرسش قرار گيرد، ولى پاسخ آن را نداند؟» فرمود: «خير. او مىداند، ولى ممكن است پاسخ ندهد؛ چون اختيار با اوست. اگر خواست پاسخ مىدهد و اگر نخواست پاسخ نمىدهد». 1
«عبداللهبنسنان» از «موسىبناشيم» نقل مىكند:
به حضور امام صادق(عليه السلام) شرفياب شدم و درباره مسئلهاى از او پرسش نمودم. پاسخم را داد. در همان حال كه نشسته بودم مردى وارد شد و عين همان مسئله را پرسيد و امام(عليه السلام) برخلاف پاسخى كه به من داده بود، به او پاسخ داد. سپس مرد ديگرى آمد و همان مسئله را پرسيد. امام(عليه السلام) برخلاف دو پاسخ قبلى به وى پاسخ داد. از آن شگفتزده شدم و بر من دشوار آمد. آنان كه رفتند، حضرت به من نگريست و فرمود: «پسر أشيم!
گويى بىتاب شدى؟» عرض كردم: «فدايت شوم! از سه پاسخ درباره يك مسئله شگفتزده شدم». فرمود: «پسر أشيم! خداوند امر پادشاهىاش را به سليمانبنداوود(عليه السلام) تفويض كرد و فرمود: «[و به او گفتيم] اين عطاى ماست، به هركس مىخواهى ببخش و از هركس مىخواهى